رئیس‌جمهوری که سوراخ دعای حامیانش را گم‌کرده است

حسن روحانی به معترضان و ناراضیان قشر کارمند پیشنهاد کرد که هر کس که از حقوقش راضی نیست برود. به نظر نگارنده روحانی با این سخن کلید صندوق القاب متنوع نیروهای منتقد خود را گشود و این بار دامنه آن را به سطح افراد عادی و کارمندان دولتی نیز کشانید تا همگان بدانند که دیگر نه منتقدان و نه مردم عادی حق ندارند نسبت به مطالبات سیاسی و معیشتی خویش کلامی بر زبان‌آورند.

 

به گزارش شرق 24 و به نقل از  پایگاه خبری 598،  حجت‌الاسلام احد آزادی‌خواه نماینده مردم ملایر در مجلس شورای اسلامی با اشاره به اظهارات رئیس‌جمهور مبنی بر اینکه اگر کسی (از حقوقش) راضی نیست می‌تواند برود، گفت: وظیفه رئیس‌جمهور است که به حقوق و مطالبات کارمندان دولت با جدیت رسیدگی کند و رضایت آن‌ها را به دست آورد.

وی افزود: این سخن روحانی بدون اینکه بخواهیم مشابه‌سازی و مقایسه‌ای انجام دهیم بی‌اختیار ما را که سنمان اقتضای دیدن برخی واقعیات تاریخ سیاسی معاصر را دارد به دوران قبل از انقلاب می‌برد.

وی خاطرنشان کرد: در آن دوران شاه ملعون پهلوی با ارتجاع سیاه خواندن مذهبیان و نیروهای مبارز ارزشی به‌زعم خود پیشنهاد می‌کرد که هر کس نمی‌خواهد می‌تواند پاسپورت بگیرد و از کشور برود. امروزه نیز حسن روحانی به معترضان و ناراضیان قشر کارمند پیشنهاد کرد که هر کس که از حقوقش راضی نیست برود.

به نظر نگارنده روحانی با این سخن کلید صندوق القاب متنوع نیروهای منتقد خود را گشود و این بار دامنه آن را به سطح افراد عادی و کارمندان دولتی نیز کشانید تا همگان بدانند که دیگر نه منتقدان و نه مردم عادی حق ندارند نسبت به مطالبات سیاسی و معیشتی خویش کلامی بر زبان‌آورند.

 طلیعه دولت دوازدهم اعلام این نکته بود که در چهار سال آتی اقشار حقوق‌بگیر هم اگر از دولت ناراضی هستند می‌توانند جایگاه خود را ترک کنند تا وعده دولت برای ایجاد شغل به تحقق نزدیک گردد!

 وی در طول چهار سال و اندی که از ریاستش بر قوه مجریه می‌گذرد چند اصل را در شاکله شخصیتی و سیاسی خویش به نمایش گذاشته است:

1- فاقد استراتژی و تفکرات منسجم در زمینه‌های موردنیاز برای کشورداری است به همین خاطر اگر می‌بینیم در دولت یازدهم تمام تلاش خود را برای به ثمر رساندن برجام نموده بود ناشی از همین فقدان تفکرات سازمانی در روش کشورداری اوست.

2- با در نظر گرفتن سطور بالا معاونان و وزرای دولت اعتدالیون از قدرت بالایی در هدایت و سمت‌وسو دهی به افکار حسن روحانی و مجموعه دولت برخوردار هستند آن‌گونه که هریک از معاونان و وزرا می‌توانند به‌تنهایی برای روحانی و دولتش چالش‌برانگیز باشند.

سخنان علی‌اکبر ترکان درباره توانایی ایرانیان و ظریف درباره قدرت نظامی ایرانیان و مشاور یکی از وزرا درباره اداره بندر شهید رجایی، همچنین بروز تخلفات و اختلاس‌های مالی در شرایطی که قدرت فائقه‌ای بالای سر وزیران و معاونان و دیگر مسئولان ارشد دولتی وجود ندارد همگی نشان‌دهنده این موضوع است که از رأس تا ذیل دولت اعتدالیون در یک چالش دائمی برای تثبیت جایگاه و قدرت خویش در نزد رئیس دولت قرار دارند و آن‌قدر این ویروس خطرناک در بدنه دولت نفوذ کرد تا اینکه چهار نفر از وزیران دولت یازدهم با احساس خطر به روحانی نامه نوشتند و اعلام‌خطر اقتصادی و ورشکستگی دولت را دادند و البته این تومورهای بدخیم و برهم زننده هارمونی دولت توسط روحانی در یک جراحی موفق در انتخاب کابینه دوازدهم از بدنه دولت حذف شدند.

3- ریش‌سفیدان مرفه و سیرشدگان از مال دنیا محور دیگری است که حسن روحانی اعتقاد مستحکمی به به‌کارگیری این افراد در دولت خود دارد. دولت ژنرال‌ها، دولت پیرمردان و ... همگی از عناوینی بود که دولت یازدهم به دنبال خود یدک می‌کشید. وقتی به اثبات این ادعا بیشتر ایمان پیدا می‌کنیم که در کابینه دوازدهم نیز می‌بینیم که به‌غیراز یک نفر مابقی وزرا همان ژنرال‌هایی هستند که یا ادامه راه قبلی را در دستور کاردارند و یا از جای دیگری به بدنه دولت اضافه‌شده‌اند اما سبک و سیاق کارشان همان تفکرات قبلی است.

4- روحیه انتقادپذیری علیرغم سخنانی که ادعا می‌کند در وی دیده نمی‌شود آن‌گونه که مهم‌ترین خصوصیت دولت یازدهم را چالش دائم و مستمر با منتقدان و القاب مختلفی بوده است که در این راستا به ایشان نثار می‌کرده است. از بیان این القاب به دلیل تکراری بودن آن اجتناب می‌کنیم اما ذکر این نکته ضروری و نگران‌کننده است که این خصوصیت در دوره دوم پاستور نشینی وی درحالی‌که دیگر امکانی برای دوره سوم برایش متصور نیست می‌تواند وی را به چالش‌های شدیدتری با منتقدان و حتی حامیان اصلاح‌طلبش بکشاند.

به‌طورکلی حسن روحانی به دلیل گرایش دووجهی که در گرایش‌های سیاسی اتخاذ کرده باعث شده تا به‌عنوان یک فرد اصول‌گرا یا اصلاح‌طلب در بین دو جناح سیاسی کشور شناخته نشود و به‌نوعی با سایر ویژگی‌های شخصیتی که از خود نشان داده تلاش کرده تا پایگاه و سبد آرایی را برای آینده خود دست‌وپا کند. شخصیتی دولایه که ازیک‌طرف تلاش می‌کند خود را مستقل نشان دهد و از طرف دیگر افرادی از جناح اصلاح‌طلبان در کنار وی حضور دارند. اصلاح‌طلبان وی را جزو اردوگاه خود نمی‌دانند اما وی تلاش می‌کند تا از خود تصویری میانه‌رو نشان دهد. 

وی در دوره دوم خود با چالش‌هایی مانند:

* حفظ توافق هسته‌ای است. دولت روحانی موفق شد این توافق را در دوره قبل به دست بیاورد و حالا باید تمام تلاش خود را انجام دهد که از این توافق محافظت کند. زیرا ترامپ به‌شدت از وضعیتی که ایران بعد از برجام به دست آورد ناراضی و قطعاً به دنبال لغو آن است

*دوم اینکه دولت دوازدهم باید بتواند باوجود ترامپ در کاخ سفید، روابط بین‌المللی خود را حفظ و گسترش دهد تا بتواند از این روابط در شرایط مختلف استفاده کند.

*چالش سوم دولت دوازدهم حفظ دستاوردهای منطقه‌ای است. دولت باید مراقب باشد که در شرایط فعلی که میان آمریکا و روسیه وجود دارد، ایران قربانی توافق‌های آن‌ها نشود.

*دولت باید تلاش کند به نحوی رفتار و شرایط را مدیریت کند که صنعت و توان موشکی ما در جهان ایجاد سوءتفاهم نکند و این صنعت دفاعی ما به‌عنوان تهدیدی برای کشورهای دیگر محسوب نشود.

*اقتصاد ایران چالش پنجم دولت دوازدهم است. دولت اگر نتواند اقتصاد کشور را احیا کند، به‌نوعی برجام را بی‌ارزش کرده است.

*بالاخره مهم‌ترین چالش در سیاست داخلی عمل به وعده‌های انتخاباتی آقای روحانی و توجه به مطالبات عمومی است. سوگمندانه دولت روحانی بازهم سوراخ دعا را گم کرد و به‌عوض اینکه نجومی بگیران و رانت‌خواران و فامیل بازان و سیاست‌بازان را به رفتن تشویق کند سلاح تلخ‌زبانی خود را به سمت اقشار متوسط و حقوق‌بگیر جامعه چرخانید و این تضادی است که برایمان قابل‌هضم نیست.

از یک‌سو رفتارها و مواضع روحانی و حامیان اعتدالی و اصولگرایش نشان می‌دهد بعد از فوت هاشمی رفسنجانی وی تلاش می‌کند تا در جایگاه وی آرای او را به سمت خویش مال خود نماید که این حرکت با اعتراض برخی نزدیکان هاشمی نیز مواجه گردید و از سوی دیگر می‌بینیم که وی خواسته یا ناخواسته اقشار خاکستری و حقوق‌بگیر متوسط جامعه، که از حامیان اصلی وی در انتخابات بودند را با این سخنان از خویش می‌راند درحالی‌که بازیگری سیاسی حال (در دولت دوازدهم) و آینده وی درگرو نگه‌داشتن همین اقشار به‌عنوان پایگاه رأی او اهمیت خود را نشان داد که بعد از 1400 نیز استمرار این حمایت‌ها از اهمیت دوچندانی برخوردار خواهد بود. 

به‌عنوان آخرین نکته باید اشاره کرد که روحانی نشان داده است که هیچ‌گاه مواضع و سخنان حامیان اصلاح‌طلب خود را از یاد نبرده است و در انتخاب وزرای کابینه دوازدهم هم این ادعا را به اثبات رسانید. مجموعه اصلاح‌طلبان جبهه هماهنگی و شورای سیاست‌گذاری در آشکار و پنهان از نارضایتی خود در واگذاری مسئولیت‌ها در طول این مدت ابایی نداشتند لذا در سال‌های پیش رو شاید شاهد تنبیه اصلاح‌طلبان از سوی روحانی به دلیل مواضع ناهمگون ایشان در مواجهه با دو دولت وی باشیم آن‌گونه که حاضر شود در 1400 قدرت را به رقیب واگذارد اما به اصلاح‌طلبان خیر و تجربه‌ای که در سال‌های آخر دولت احمدی‌نژاد نسبت به اصولگرایان رُخ داد و روحانی را با ضعیف‌ترین آرا به پاستور فرستاد. ناخدایی که ملوانان خود را می‌رنجاند باید منتظر شورش انتخاباتی دوره سیزدهم باشد.

وی اگر بخواهد در ساختار سیاسی کشور سبد رأی هاشمی و اصلاح‌طلبان مخالف با شورای سیاست‌گذاری و در رأس آنم. خ را به‌سوی خود جذب و با همراهی اصولگرایان حامی دولت در مجلس دهم ضلع سوم جریان مستقل از دو جریان دیگر را پایه‌ریزی نماید نیازمند همراهی طبقات حقوق‌بگیری مانند کارمندان است. به همین دلایل است که ادعا کردیم روحانی سوراخ دعای حامیانش را گم‌کرده و خودی و غیرخودی را باهم سوزانده و با القابش مورد نوازش قرار می‌دهد.

انتهای پیام/

نظرات

ارسال نظر