خون‌بازی، آرامش یا پریشانی؟

متأسفانه چندی است که عملی تحت‌عنوان «خون‌بازی» میان نوجوانان رواج پیداکرده است. این افراد به دلیل قرار گرفتن در وضعیت بحرانی و شرایط پریشانی و تشویش فکری، جهت التیام آلام خود، دست به این کار می‌زنند.

 

 به گزارش شرق 24 و به نقل از روزنامه فرهیختگان، خون بازی معمولاً با تیغ (موکت‌بری یا اصلاح) یا وسیله تیزی روی دست خود خراشی ایجاد می‌کنند که منجر به خون آمدن از محل زخم می‌شود. چون هنگام خراشیدن فرد دچار درد و خونریزی می‌شود، این امر سبب می‌شود که سایر فشارها و پریشانی‌های ذهنی خود را فراموش کرده و تمام توجهش معطوف به زخم شود.

بررسی عوامل گسترش خون بازی:

  خانواده

 فشارهای ناشی از خانواده را از چند منظر می‌توان بررسی کرد. گاهی این فشارها حاصل رفتار ناصحیح و خشن والدین با فرزند خود است. معمولاً این رفتار خشن در قبال عملکرد غلط و اشتباه فرزند صورت می‌گیرد. مثلاً فرزندشان دیروقت به منزل می‌آید یا به خاطر بی‌احتیاطی ظرفی را می‌شکند. در اینجا (در مثال اول)، والدین با عصبانیت، تنبیه (اعم از فیزیکی و محرومیت‌ها)، پرخاشگری و تندی سعی دارند شدت عملکرد غلط فرزند خود را به او نشان دهند.

در مثال دوم هم معمولاً با تحقیر و نیش و کنایه (مثلاً گفتن عبارت دست‌پاچلفتی) یا با تندی به صورت «رفتار چکشی» با فرزند خود مقابله می‌کنند. در بعضی موارد این فشارها از اختلافات شدید بین پدر و مادر نشاءت می‌گیرد. درواقع به‌جای اینکه محیط خانواده آرام و صمیمانه  باشد تا بستر رشد و تعالی فرزندان را مهیا کند، فضای متشنج خانه که حاصل درگیری‌های والدین است، باعث بروز چنین رفتارهایی مثل «خون‌بازی» در فرزندان جهت تخلیه فشار روانی‌شان می‌شود.

امکان دارد که این فشارها بر اساس اختلافات و تبعیضات میان سایر خواهران و برادران باشد. خانواده که در اصل محل بروز احساسات صمیمانه، عواطف و مهربانی‌هاست و این فرزندان هستند (معمولاً دختران به خاطر حساسیت و لطیف بودنشان) که باید با این عواطف و مهربانی‌ها سیراب شوند و به‌خوبی رشد پیدا کنند، با کمبود محبت یا تبعیض رفتاری و همچنین اختلافات بین فرزندان مواجه می‌شوند که این امر موجب بروز فشارهای روانی می‌شود (مخصوصاً در بین دختران). مسئولیت پمپاژ و تزریق عواطف و مهربانی‌ها معمولاً بر عهده مادران و همچنین مدیریت میان فرزندان معمولاً بر عهده پدران است.

  مدرسه

 متأسفانه یکی از اصلی‌ترین و مهم‌ترین مراکز آموزش و ترویج «خون‌بازی» در ایران، مدارس هستند. سیستم غلط آموزش‌وپرورش (چه در مقطع دانشگاهی و چه قبل از آن) بهترین بستر فشارهای روانی است.

نمره محور بودن و مدرک‌گرایی (به خاطر پذیرش و مقبولیت جامعه و سیستم اداری برای استخدام) به‌جای فهم محور و پژوهش گرایی، از عوامل ابتدایی بروز فشارهای روانی روی دانش‌آموزان است. از دیگر عوامل فشارهای روانی، می‌توان به طولانی بودن مقاطع تحصیلی و عدم کارایی دروس اشاره کرد. درواقع در این سیستم آموزشی دروسی ارائه می‌شوند که نه‌تنها برای زندگی فردی و اجتماعی دانش‌آموزان، مؤثر و مفید نیستند، بلکه در آینده شغلی و تحصیلی هم هرگز به درد آن‌ها نمی‌خورند.

میزان زیاد درس خواندن و تکالیف نیز مزید بر علت است. در این سیستم دانش‌آموزان‌ همانند ربات فقط درس می‌خوانند و تکلیف می‌نویسد؛ آن‌هم با کمترین بازدهی که این یعنی خشونت، یعنی این میزان درس خواندن و تکلیف نوشتن متناسب باروحیه و شرایط فیزیولوژی یک دانش‌آموز در این رده سنی تعریف‌نشده است. همچنین تفریحاتی که باید در قبال این میزان درس خواندن باشد تا جبران‌کننده فشار این موارد و مکمل کمبود عواطف و هیجانات دانش‌آموزان باشد، بسیار ناچیز است. غفلت از اهتمام به مسائل پرورشی و تربیتی نیز باعث می‌شود یکی از عوامل کنترل، پیشگیری و درمان «خون‌بازی» را از دست بدهیم. در ادامه به این مسئله به‌عنوان یکی از عوامل پیشگیرانه بیشتر می‌پردازیم.

در این میان نبود نظارت قوی، آموزش و پیشگیری معلمان، کادر مدرسه و والدین، توسط تیم پرورشی و تربیتی مدرسه و همچنین درمان صحیح و به‌موقع سبب نفوذ و گسترش سریع این مسئله میان دانش‌آموزان می‌شود.  

رفتار خشن و تند کادر مدرسه با دانش‌آموزان (اعم از تنبیه فیزیکی و محرومیت‌ها و همچنین تحقیرها) می‌تواند فشارهای روانی را دوچندان کند. مسئله دیگری که می‌تواند روی رفتار کادر مدرسه و تدریس معلمان تأثیر بسزایی داشته باشد، مشکلات مالی است. شاید در نگاه اول اصلاً این مسئله به چشم نیاید اما وقتی کمی عمیق‌تر می‌شویم، می‌بینیم بیشتر فرهنگیان با مشکلات مالی دست‌وپنجه نرم می‌کنند و معمولاً برای تأمین مخارج زندگی به کار خارج از وقت مدرسه می‌پردازند. این مسئله علاوه بر اینکه توان جسمانی آنان را می‌گیرد، باعث می‌شود ذهن و وقتشان را بیش‌ازحد درگیر کنند و نتیجه آن می‌شود که دیگر نمی‌توانند به‌اندازه کافی جهت تدریس و تربیت دانش‌آموز آن‌وقت و انرژی بگذارند. بنابراین مدرسه و کلاس درس محل بروز فشارهای روانی ناشی از ناملایمات مالی، به صورت رفتارهای تند و خشن می‌شود.

  جامعه

اختلافات طبقاتی، تبعیضات اجتماعی، کج‌خلقی‌های اجتماعی، جابه‌جا شدن هنجار با ناهنجاری ازجمله عوامل بروز این‌گونه رفتارهاست. به‌عنوان‌مثال خودآرایی و در معرض دید دیگران قرار گرفتن برای بخشی از  زنان امری هنجار و پسندیده شده است و در مقابل، مسئله حجاب که جهت حفظ و مصونیت زنان از هجمه‌ها، هرزگی‌ها و خطرات است و باعث پاک‌دامنی و عفت زنان جامعه می‌شود، به امری پست تبدیل‌شده و رعایت آن موجب عقب‌افتادگی فرد تلقی  می‌شود.

 جو یا مد

درواقع، جو یا مد همانند گردوغبار است؛ وقتی بلند می‌شود، سبب ایجاد فضایی می‌شود که انسان فکر می‌کند اتفاق خاصی افتاده است؛ اما وقتی می‌نشیند، متوجه می‌شود هیچ خبری نیست.

متأسفانه در کشور ما نیز عامل گسترش و فراگیر شدن خیلی از امور، مد است؛ از نحوه پوشش و خوردن تا تخلیه فشارهای روانی و... .

البته گزارش‌ها حاکی از آن است که در بعضی از شهرستان‌ها یا حتی بعضی از نقاط تهران، «خون‌بازی» برای جلب‌توجه اطرافیان ازجمله والدین و دوستان صورت می‌گیرد؛ حتی بدون کمترین فشار روانی. این مسئله جای تأمل دارد که چرا فرزندان این مرزوبوم به خاطر دیده شدن حاضر به «خودزنی» هستند؛ آن‌هم به این صورت خشن و بی‌رحمانه.

53 درصد ایرانیان عضو یکی از شبکه‌های فضای مجازی هستند. فضای مجازی به‌ویژه اینستاگرام وسیله‌ای است برای تسریع و گسترش مد، ازجمله «خون بازی». مسئله‌ای که به‌تازگی شیوع پیداکرده و به گسترش و تسریع آن دامن می‌زند، این است که نوجوانان از عمل «خون‌بازی» خود و همچنین از دستان و سایر اعضای زخمی‌شان عکس و فیلم تهیه‌کرده و آن را در فضای مجازی به‌ویژه اینستاگرام بارگذاری می‌کنند.

فضای مجازی، که به کمک گسترش «خون‌بازی» آمده است، باعث ایجاد حس رقابت برای بیشتر دیده شدن در انظار عمومی (فضای مجازی) شده است.

محرومیت جنسی

در اصل این مسئله در میان پسران مشاهده می‌شود. درواقع پسران به خاطر محدودیت جنسی در ارتباط با جنس مخالف و همچنین عوارض ناشی از فشار روانی مسائل جنسی، بعد از خود ارضایی به خاطر حس ندامت یا جهت جلوگیری از خود ارضایی دست به چنین کاری می‌زنند.

شکست عشقی

بر اساس نتایج به‌دست‌آمده از تحقیقات، آخرین و کم اثرترین عامل که سبب «خون‌بازی» در میان نوجوانان می‌شود «شکست عشقی» است. درواقع محدودیت‌های شدیدی که توسط خانواده، مدرسه یا جامعه به نوجوانان تحمیل شود و همچنین رفتارهای چکشی‌ای که در این محیط‌ها صورت می‌گیرد، منجر به بروز این نوع رفتار می‌شود. اساساً نوجوانان در این رده سنی کمتر در معرض ارتباطات گسترده و عمیق (به‌اصطلاح عاشقانه و عاطفی) قرار می‌گیرند. معمولاً اگر شکست عشقی هم بخورند در سایه خانواده، مدرسه و سایر دوستان جبران می‌شود.

تبعات سنگین شکست عشقی بستگی به یکسری شرایط، ازجمله فاصله و کمرنگ شدن سایه خانواده، تبدیل‌شدن فضای محدود و بسته مدرسه به فضای باز دانشگاه و افزایش سن به همراه افزایش سطح فهم افراد نسبت به روابط دارد. همچنین در این دوره سنی نگاه‌های عاطفی نسبت به قبل عمیق‌تر می‌شود.

روش‌های پیشگیری و درمان:

 توجه به آموزه‌های دینی

  درآیات، روایات و سیره عملی اهل‌بیت علیهم‌السلام و همچنین علمای ربانی اسلام، نحوه تربیت و برخورد با فرزندان، کاملاً ملموس است. با توجه به اینکه ما محدودیم و به خاطر همین محدودیت و نیازمند بودن، نمی‌توانیم به‌خودی‌خود، برنامه و مجموعه قوانینی متناسب با زندگی خود را (چه فردی و چه اجتماعی) وضع کنیم، به همین خاطر باید وجودی این کار را بکند که:
1- بی‌نیاز باشد. (تمامی منابع در اختیارش باشد.)
2- نامحدود باشد.
3- نسبت به همه‌چیز آگاهی و علم مطلق داشته باشد.
4- توانا و قادر باشد.
5- غالب و مسلط بر همه‌چیز باشد.
6- لایتناهی باشد. (اول و آخر باشد و همچنین زنده‌بودن و پایدار بودنش ابدی باشد.»
7-علم کافی نسبت به انسان‌ها و سایر موجودات داشته باشد و هدف از خلقت آن‌ها را بداند. همچنین علم به‌غایت و سرانجام انسان‌ها و سایر موجودات داشته باشد.
8- خالق انسان‌ها و سایر موجودات باشد.
9- واجب‌الوجود باشد. (یعنی برای به وجود آمدن معلول و نیازمند دیگری نباشد و متکی به ذات خودش باشد.)
این وجود همان «الله» است، که برای اثباتش برهان‌هایی همچون برهان امکان و وجوب، برهان علت و معلول، برهان فطرت و...  را می‌توان نام برد.
حالا چنین وجودی با این صفات هم برای انسان‌ها و هم سایر موجودات قوانینی وضع کرده است. به مجموعه قوانین و دستورات خداوند، «دین» گفته می‌شود. خداوند برای شرح و تبیین و همچنین یکسری از جاهای دستورات دینی که ابهاماتی دارد و به‌علاوه به‌عنوان واسط فیض وجودی و در جهت نوعی ارتباط‌گیری با خودش، انبیای الهی را برای ما فرستاده است. اهل‌بیت علیهم‌السلام هم به‌عنوان جانشینان خاتم‌الانبیا، حضرت محمد (ص) هستند. همچنین عالمان دینی و ولی‌فقیه را به‌عنوان جانشینان اهل‌بیت علیهم‌السلام مشخص کرده است.

 والدین

ریشه کج‌خلقی و تندی والدین با فرزندان خود، ممکن است به خاطر تربیت غلط زوجین یا عقده‌های قبل از ازدواج باشد. همچنین ممکن است حاصل عدم شناخت صحیح طرفین قبل از ازدواج  یا عدم تربیت والدین جهت فرزندداری باشد. علاوه بر آن درواقع عدم شناخت صحیح و کامل باعث می‌شود دو نفر با دنیایی کاملاً متفاوت و اختلافات فاحش و عمیق با همدیگر ازدواج کنند. درنتیجه کوچک‌ترین مسئله و اتفاقی موجب تنش و درگیری‌های بزرگ و شدیدی در زندگی‌شان می‌شود و هرروز که از عمر این خانواده می‌گذرد بر عمق این اختلافات و تنش‌ها افزوده شود. بنابراین چون طرفین به هیچ اصول ثابت و مشترکی (مثل چارچوب‌های قومی یا موازین اسلامی و...) پایبند نیستند، می‌توان گفت تقریباً هیچ فرآیندی، بازدارنده این تنش‌ها نیست؛ حتی فرزندآوری. (برخلاف نگاه عرف جامعه که معتقد است فرزندآوری موجب تلطیف فضا و صمیمیت بین زن و شوهر می‌شود، اما در موارد حاد، این مسئله موجب تشدید تنش نیز می‌شود.)

البته در مواردی که اختلافات طرفین سطحی است و خیلی عمیق و کهنه نشده، می‌توان با مشاوره (مشاوران مذهبی و روانشناسان) آن را درمان کرد و بستر زندگی و خانواده سالم را فراهم کرد.   گاهی این مسئله ناشی از عدم فراگیری و توانایی تربیت صحیح فرزند توسط زوجین است. در اینجا نقش آموزشی والدین زوج‌ها، سیستم آموزشی و... مشهود است. والدینی می‌توانند به نحو احسن فرزندان خود را تربیت کنند، که قبل از آنکه فرزندی به دنیا آورند نحوه فرزندداری را در خانواده، سیستم آموزشی و مراکز مربوطه فراگرفته باشند. به‌طریق‌اولی، هنگامی والدین می‌توانند به بهترین شکل تربیت فرزندان خود را دست بگیرند و مباحث پیرامون تربیت فرزند را بیاموزند که خود به بهترین شکل در خانواده و جامعه تربیت‌شده باشند.   در فرهنگ اسلامی- ایرانی، فرزند آینه تمام‌قد والدین خود است. بنابراین هرچقدر والدین بر فرزندان خود سیطره داشته باشند،‌ تأثیر تربیتی سایر موارد (مثل جامعه، مدرسه، فضای مجاری و...) به حداقل می‌رسد. البته در زمان حاضر احاطه خانواده‌ها بر فرزندان خود، مقدار قابل‌توجهی کم‌رنگ شده است و این کم‌رنگی حاصل عدم تربیت صحیح والدین و همچنین غرق شدن آنان در موج غرب‌زدگی و فضای مجازی است.

 توصیه‌هایی پیرامون تصحیح سیستم آموزشی

  اول آنکه در سیستم آموزشی فهم‌محوری و پژوهش گرایی باید جای نمره محوری و مدرک‌گرایی را بگیرد. هم در آموزش و هم در ارزیابی دروس، باید فهم‌محوری ملاک شود نه حفظ کردن دروس. این مسئله هم در یادگیری مطالب مؤثر است و هم استرس و فشار روانی‌ای که شب امتحان، همواره دانش‌آموزان درگیر آن هستند، از بین خواهد رفت.

  دوم اینکه مواد درس‌ها باید به‌گونه‌ای باشد که محور و اساس آن‌ها فهم محوری و کاربردی باشد. محتوایی که در سیستم آموزشی مطلوب باید ارائه شود، به‌گونه‌ای باید تنظیم و گردآوری شود که تک‌تک اجزای آن، هم در زندگی فردی و هم زندگی اجتماعی افراد دخیل باشد. همچنین این محتوا، در آینده شغلی و تحصیلی باید تأثیر ملموس داشته باشد.

  سوم آنکه برنامه درسی، در سیستم آموزشی، باید به‌گونه‌ای چیده شود که میزان ساعات درسی با ساعات تفریحی و پرورشی متناسب با توانایی و آستانه تحمل و همچنین خلقیات و شرایط فیزیکی دانش‌آموزان، با در نظر گرفتن بیشترین بازدهی باشد.

چهارم اینکه روی مسائل سیستم آموزش‌وپرورش در دستگاه قانون‌گذاری و دستگاه اجرایی کشور و همچنین اسناد بالادستی و چشم‌اندازهایی که برای کشور در نظر گرفته می‌شود، توجه ویژه شود.

  اهمیت به آموزگاران و کادر مدارس نیز باید در راستای اهمیت به سیستم آموزشی مدنظر قرار گیرد. هنگامی یک دبیر می‌تواند با فراغ بال و آرامش روان به تدریس بپردازد که ازلحاظ مالی و روانی آسوده‌خاطر باشد.

  پنجم آنکه علاوه بر اهمیت ویژه بر مسئله سیستم آموزش‌وپرورش، جهت پیشبرد اهداف معین‌شده، نیازمند یک سیستم قوی نظارتی بر سیستم آموزشی و مدارس هستیم.  درواقع نظارت قوی و کارساز باعث می‌شود روی اجرای درست اهداف و قوانین این سیستم نظارت شود و همچنین حفره‌های سیستم آموزشی مشخص‌شده و اقدامات لازم جهت رفع آن صورت گیرد.   ششم اینکه به‌غیراز تغییر در محتوای دروس و همچنین برنامه درسی مدارس، باید در شرایط جذب و نحوه تربیت و آموزش دبیران نیز تجدیدنظر شود. آموزگاران باید با توجه به قوانینی که قرار است در سیستم آموزشی وضع شود و همچنین اهدافی که برای کشور مشخص‌شده است، جذب و تربیت شوند.

  هفتم آنکه تأثیر بسزای وسایل هوشمند در سیستم آموزشی را نباید فراموش کرد. وسایل آموزشی هوشمند، فرآیند یادگیری را برای دانش‌آموزان آسان و شیرین می‌کند. همچنین کمک بسزایی به معلمان جهت انتقال مطالب و کاهش خستگی و فرسایش شیوه سنتی می‌کند.   هشتم اینکه در کنار مسائل آموزشی، اهتمام به مسائل پرورشی و تربیتی می‌تواند عامل بازدارنده بروز فشارهای روانی باشد و در قالب صحیح تربیتی اقدام به پیشگیری یا درمان کند. جدا از اهمیت و توجه به مسائل پرورشی و تربیتی حین برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری کلی مدارس، به‌کارگیری مشاوران قوی تربیتی (که مسلط به مباحث روان‌شناختی، تربیتی و دینی در این رده سنی هستند) می‌تواند نقش یک مکمل خوب و قوی را در مدارس ایران ایفا کند. 

 مسئله دیگری که تحت عنوان اهتمام به مسائل پرورشی و تربیتی قرار می‌گیرد، درگیر کردن والدین در مسائل تربیتی توسط مدارس است. در این راستا ارائه گزارشی کامل از وضعیت رفتاری دانش‌آموزان توسط مشاوران به والدین و به‌عکس برای شناخت و نحوه ارتباط و تربیت فرزندان مؤثر خواهد بود. همچنین یکسری برخوردها در مقابل رفتار غلط دانش‌آموزان، توسط والدین می‌تواند مفید فایده باشد.

اظهارات تعدادی از دانش‌آموزان که حاضر به مصاحبه شدند

فائــزه، 16 ساله: «راستش ما خودمون بین بچه‌ها بهش می‌گیم «خون‌بازی». وقتی این کار رو می‌کنیم آروم می‌شیم. من واسه اینکه آروم بشم خیلی چیزارو امتحان کردم. هر کاری کردم؛ داد زدن، جیغ کشیدن، شکستن ظرف، هر کاری. شاید دوستای دیگم این کارو کرده باشن، بدونن که من چی می‌گم؛ حتی از گریه کردن آدم رو سبک‌تر می‌کنه!

نگیــن،  14 ساله: «وقتی درد می‌کشیدم خون میومد از دستم آروم می‌شدم. دیگه فشارهای روانی رو فراموش می‌کردم. چه جوری بگم، دردم باعث می‌شد همه فکرم بشه دستم دیگه و زیاد به فشارهای روانی فکر نکنم. یه‌جورایی آرومم می‌کرد. خودزنیه دیگه. من با این کار آروم می‌شم.»

سحـــر، 14 ساله: «خب بعضی از حرفایی که نمی‌خوای زده بشه یا اتفاقاتی که نمی‌خوای بیفته، میفته و دیگه آدم مجبوره. در کل دوست ندارم زنده باشم. خیلی سعی کردم خودکشی کنم؛ با هر چیزی که شما فکرش رو بکنی، با پریدن جلوی قطار، با همین رگ زدن. بعد می‌خواستم مثلاً خودمو از چند طبقه پرت کنم پایین ولی خب نشده دیگه. انگار مرگم سراغ ما نمیاد.»

  عوارض:

   بهداشتی: ایدز و بیماری‌های پوستی

یکی از اصلی‌ترین و مهم‌ترین راه‌های انتقال بیماری‌های خونی مثل ایدز، ارتباط خونی است.

به دلیل اینکه مدارس یا محافل دوستانه، یکی از بزرگ‌ترین بسترهای شیوع و گسترش «خون‌بازی» در ایران هستند، اکثراً این عمل با یک تیغ یا وسیله تیز واحدی میان نوجوانان رخ می‌دهد و چون معمولاً این کار، جنبه خودزنی دارد، تبعات بعدی حاصل از آن پیگیری و پیشگیری نمی‌شود و در بیشتر مواقع خانواده و مدارس زمانی متوجه آن می‌شوند که دیگر کار از کار گذشته است.

  روانی: ترویج خشونت و اعتیاد

تقریباً اوج بروز لطافت، عواطف و حساسیت افراد، از سن نوجوانی است که با فارغ‌التحصیل شدن دنیای کاملاً متفاوتی (دانشگاه، سربازی، اشتغال و ازدواج) پیش‌روی‌شان باز می‌شود. طبق روال طبیعی در این بازه سنی نوجوانان - که در برهه حساس و لطیف قرار دارند و قرار است شاکله شخصیتی آینده آنان شکل بگیرد-  دست به چنین عمل سخت و خشنی می‌زنند.

خون بازی؛ دریچه‌ای رو به بی‌محابا شدن و خودکشی

هنگامی‌که فردی، برای تخلیه فشارهای روانی دست به چنین کار خشنی می‌زند، نشانه آن است که از خیلی از محیط‌هایی که متناسب با سن، باید از آن بترسد و دوری گزیند تا ایمن بماند، هیچ ترس و استرسی ندارد. این محیط خشن و بی‌رحم، که آبستن اعتیاد، فساد جنسی و... است، آماده در آغوش گرفتن چنین افرادی است.

در مواردی که براثر فشار روانی، فرد مبادرت به «خون بازی» می‌کند، درواقع آخرین تکاپوهای یک فرد برای رها شدن از فشارهای روانی است؛ یعنی این فرد چیزی برای از دست دادن ندارد، پس نسبت به افراد عادی، به خودکشی نزدیک‌تر است.

منبع ورود به ایران

خون‌بازی منشأ خارجی ندارد

بر اساس تحقیقات به‌عمل‌آمده «خون‌بازی»، تحت تأثیر فرهنگ غرب نیست. اگر به خبــرگزاری‌هــای غــربی‌توجه کنیم، متوجه می‌شویم که معمولاً در غرب، دانش‌آموزان در این رده سنی (تقریباً در مقطع متوسطه دوره اول و دوم) وقتی به اوج فشار روانی می‌رسند، برای تخلیه آن دست به اذیت و آزار دیگران می‌زنند. این افراد غالباً به صورت شلیک گلوله (اکثراً در آمریکا) به اطرافیان در محیط‌های عمومی مثل مدرسه، خانه، فروشگاه‌ها یا حمله با چاقو، خود را تخلیه می‌کنند. در موارد حاد فشار روانی هم، معمولاً دانش‌آموزان غربی برای رهایی از تمامی مشکلات و فشارهای روانی خود، دست به خودکشی می‌زنند.

اما در ایران، دانش‌آموزان کمتر دیگرآزاری می‌کنند. آنان با زجر دادن خود، سعی در تخلیه فشارهای روانی‌شان دارند.

در غرب، شیوع «خون بازی» جزء نوادر است. همان‌طور در ایران ما کمتر شاهد شیوع خودکشی و دیگرآزاری هستیم.

عشق  و محبت، حلقه گمشده والدین امروزی

"ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولوالأمر را و هرگاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید (و از آن‌ها داوری بطلبید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان‌دارید! این (کار) برای شما بهتر و عاقبت و پایانش نیکوتر است." (آیه 5 سوره نساء)

"او کسی است که رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر همه ادیان غالب سازد؛ هرچند مشرکان کراهت داشته باشند." (آیه 9 سوره صف)

امام زمان (عج) می‌فرماید: «اما در حکم پیشامدهای تازه، به راویان حدیث ما رجوع کنید زیرا آن‌ها حجت بر شمایند و من حجت خدا هستم بر آن‌ها."

امام صادق (ع) می‌فرماید: "کسی که از فقها و دانشمندان احکام شرعی نگاه‌دارنده شخص خود و حفظ‌کننده دین و آیین خویش و مخالف و ناسازگار هوا و خواهش نفس و مطیع و فرمان‌بر امر مولای خود بوده بر عموم مردم واجب است که از او تقلید و پیروی کنند."

برای فهم بهتر یک مثال می‌زنیم؛ فردی به یک فروشگاه می‌رود و یک ماشین لباسشویی تمام‌اتوماتیک، هوشمند و... می‌خرد و به منزل می‌آورد. فرض کنید که این فرد تابه‌حال از چنین دستگاهی استفاده نکرده است. حال در کارتن را باز می‌کند و چشمش به یک دفترچه می‌افتد.

وقتی آن را برمی‌دارد متوجه می‌شود که این، دفترچه راهنمای ماشین لباسشویی است که کارخانه سازنده برای نحوه استفاده صحیح از آن برای مشتریان گذاشته است. در آخر این دفترچه هم شماره نمایندگی‌های مجاز وجود دارد؛ هم‌جهت تعمیر و هم‌جهت پاسخگویی به مسائلی که مبهم است.

این ماشین لباسشویی ما هستیم؛ دفترچه راهنما دین اسلام است؛ نمایندگی‌های مجاز انبیا، اهل‌بیت علیهم‌السلام و علمای دینی هستند؛ کارخانه سازنده هم خداوند متعال است.

حالا همین خدا دستوراتی برای زندگی انسان‌ها فرستاده و انبیا و اهل‌بیت علیهم‌السلام را هم فرستاده به‌عنوان مجری، ناظر، پاسخگو به سؤالات و در صورت نیاز برخورد با متخلفان.

پس خداوند به‌وسیله دین (قرآن و سنت اهل‌بیت علیهم‌السلام) انسان را هدایت می‌کند و درواقع بهترین مرجع جهت مراجعه برای تربیت انسان‌ها آموزه‌های دینی است.

 در سنت اهل‌بیت علیهم‌السلام هیچ‌گاه نمی‌یابیم که مثلاً به خاطر خطایی، بر سر فرزندان خود فریاد بزنند. درواقع مسئله‌ای که نقش کلیدی در تربیت فرزندان دارد این است که اهل‌بیت (ع) فرزندانشان را از محبت و مهر خود (که از خداوند نشاءت گرفته است) سیراب می‌کردند و این سیراب شدن از عشق و محبت باعث می‌شد، که آنان امر یا نهی می‌کردند و فرزندان، باعلاقه و با تمام وجود آن را انجام می‌دانند.

عشق و محبت حلقه گمشده تربیت والدین امروزی است. معمولاً والدین امروزی از روش تشویق یا تنبیه سعی در تربیت فرزندان خوددارند، درصورتی‌که این روش اصلاً روش مناسب و کاملی نیست، چراکه در این روش فرزند شرطی می‌شود؛ یعنی هرگاه فعل حسنی انجام دهد، منتظر و متوقع است که والدینش با مظاهر دنیوی مثل اسباب‌بازی یا تفریح و... او را تشویق کند و هرگاه فعل قبیحی انجام می‌دهد، ترس و دلهره آن را دارد که هرلحظه پدر و مادرش سخت او را تنبیه و جریمه کنند.

این فرد هیچ‌گاه تربیت نمی‌شود؛ زیرا تا زمانی که نیروی تشویق و تنبیه بالای سر او وجود دارد، در مسیر تبعیت از قوانین جامعه قرار دارد؛ اما به‌محض اینکه این نیروی بازدارنده جلوبرنده کمرنگ می‌شود یا خود را برتر از این نیرو  می‌بیند، از مسیر تبعیت از قوانین طغیان می‌کنند. حتی زمانی که همین فرد یاغی و طغیانگر را مجازات و توبیخ می‌کند، در بسیاری از موارد، دوباره به روش سرکشی بازمی‌گردد. همان‌طور که شاهدیم تعداد قابل‌توجهی از مجرمانی که زندانی‌شده‌اند، پس از آزاد شدن یا حتی در وقفه مرخصی، مرتکب عمل مجرمانه می‌شوند. این نشانگر آن است که برای افراد هیچ‌گاه اعمال نهادینه و قانع نشده است.

  نهادینه‌سازی، بهترین و کامل‌ترین روش تربیتی است. در این روش حسن و قبح ذاتی افعال، منجر به فعل یا عدم فعل افراد می‌شود.

در ادبیات دینی، طبق روش قبلی، روش فرد به روش تاجرانه یا خائفانه تعبیر شده است، یعنی فرد برای کسب ثواب و پاداش و بهشت (تشویق شدن) است که فعل حسنی را انجام می‌دهد و در مقابل، از ترس عذاب و جهنم (تنبیه شدن) رفتن است که قبیحی را انجام نمی‌دهد؛ اما روش توصیه‌شده سیره اهل‌بیت (ع) عمل به خاطر نفس عمل (حسن و قبح ذاتی افعال) است، یعنی عمل برای رضای خدا. وقتی انسان عمل را به خاطر نفس عمل و برای رضای خدا انجام داد، آن‌وقت اگر نیروی بازدارنده‌ای همانند تشویق یا تنبیه کمرنگ شد، هیچ تغییر و خللی در رفتار او ایجاد نخواهد شد.

  یکی از مواردی که می‌تواند مکمل و مؤثر بر روش اقناع‌سازی افراد باشد، توضیح و بیان علل افعال است، آن‌هم متناسب با سن و مقتضیات هر فرد؛ مثلاً والدین به‌جای برخورد تند و خشن در مقابله با تأخیر فرزند خود در حضور در خانه (روش تنبیه)، سعی کنند بابیان اهمیت نظم و سروقت رسیدن و همچنین گوشزد کردن خطرات فضای جامعه در دیروقت، فرزند خود را پیرامون این مسئله اقناع کنند. همچنین مثلاً جهت نشان دادن جایگاه ویژه راست‌گویی در زندگی، به‌جای هدیه دادن (روش تشویق) به فرزند خود هنگام راست‌گویی، با ذکر داستانی به بیان اهمیت صداقت در زندگی بپردازند.

البته این مسئله فراموش نشود که روش تشویق و تنبیه (بر اساس اصول خود) در جای خود و در سن مربوط به خودروشی مناسب جهت تربیت فرزندان (خردسال و نونهال) است، اما باید به‌مرور روش اقناعی جایگزین آن شود.

انتهای پیام/

نظرات

ارسال نظر