وقتی شکم، شهوت و ثروت مهم می‌شود / حواسمان به انحرافات پنهانی در جامعه اسلامی باشد

وقتی بدن، شکم، شهوت، جیب و ثروت در جامعه اصل بشود، دیگر نمی‌شود از آن انتظار فداکاری و ایثار و تقوا داشت. پس باید جامعه را با یک قیام انقلابی، دچار لرزه کرد. پس هر وقت که می‌گوییم باید کاری حسینی کنیم، باید برای این جنس از اصلاح گری، آماده‌باشیم.

 

به گزارش شرق 24 و به نقل از جهان نیوز، گروهی می‌گویند امام حسین (ع) برای «تشکیل حکومت»، قیام کرد و گروهی معتقدند هدف ایشان از همان اول، «شهادت درراه خدا» بود. ولی ما به دنبال یک پاسخ جدید، الهام‌بخش و حرکت آفرین هستیم. نه تشکیل حکومت و نه شهادت، هیچ‌کدام هدف اصلی نبود، بلکه امام حسین (ع) برای مبارزه با یک «انحراف خطرناک و سرطانی» و درمان آن قیام کرد، که فرمود «انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی».

امام حسین (ع) دست‌به‌کار یک «انقلاب بزرگ» زد تا مسلمانان منحرف را به آرمان‌های اصیل و ارزش‌های نبوی بازگرداند. او می‌خواست جامعه مرده را به نفع اسلام انقلابی، زنده سازد.

اوضاع مسلمانان و مسلمانی، خطرناک شده بود. فاسقی مثل یزید، بالادست حکومت نشسته بود و جز گندیدگی و شیادی و جز حلال کردن حرام خدا در پهنه امپراتوری اسلامی، کار دیگری را رواج نمی‌داد. مردم با سرعت زیاد از ارزش‌های واقعی اسلام، فاصله می‌گرفتند. نظام طبقاتی و فاصله فقر و غناء سرسام‌آور شده بود. عده‌ای روزبه‌روز پول‌دارتر و عده‌ای فقیرتر می‌شدند. مشهور بود که دیگر از این حکومت نمی‌توان انتظار داشت حق مظلومی را بگیرد و یا ظالمی را سرکوب کند.

عده‌ای از مشاهیر، در مدینه و مکه و کوفه و بصره و شام برای خود ده‌ها قصر و تفریحگاه بنا کردند و برای مرکب‌هایشان چراگاه‌های انحصاری، به وجود آوردند. به تعبیر جرج جرداق، گروهی در این دوران توانستند هم کلید سلطنت و هم قدرت ثروت را به دست آورند.

آقازاده‌هایی بودند که به خاطر سابقه پدرانشان در مجاهدت و مسلمانی، به قدرت و مکنت افسانه‌ای رسیدند. اگر هم خلاف یا فحشایی مرتکب می‌شدند حکومت برای مجازات آن‌ها هیچ اراده و برنامه‌ای نداشت.

عافیت‌طلبی و مصلحت‌جویی، آن‌چنان در جامعه رشد کرد که گروه‌های بسیاری جز برای شکم و شهوت خود، انگیزه دیگری نداشتند. خریدوفروش کنیزکان زیباروی و برگزاری جلسات رقص و پای‌کوبی و مشروب‌خواری رایج شده بود. معامله بر سر منفعت‌ها، فراگیر شده بود.

دنیازدگی و ثروت‌اندوزی، به مشق شب و تفاهم اصلی جامعه تبدیل‌شده بود. فتوحات خلفا، حجم بالایی از طلا و ثروت را به شهرهای مسلمان سرازیر کرده بود، و در برابر، هیچ برنامه روشن تربیتی برای مدیریت دنیاطلبی جامعه وجود نداشت.

از عبدالرحمن بن عوف پرسیدند چه شد شما مجاهدان صدر اسلام، دین و ایمانتان را به‌یک‌باره فروختید. گفت ما در زمان پیغمبر (ص) به‌سختی و جنگ و جهاد آزمایش شدیم و سربلند بیرون آمدیم، اما در این روزگار به نرمی و لطافت و زیبارویی دنیا آزمایش شدیم و سرافکنده شدیم.

اینجا بود که ارزش‌های اسلامی، یکی‌یکی در حال جان دادن بود. پس امام حسین (ع) برای ترمیم این انحراف بزرگ، قیام کرد. حال اگر می‌توانست رژیم یزید را سرنگون کند، حتماً برای حکومت‌داری آمادگی و برنامه داشت و اگر هم در این مسیر و قیام شهید می‌شد، باز آمادگی داشت. اما در هر دو حالت، پیام روشن او به جامعه و به تاریخ منتقل می‌شد، آن‌چنان‌که امروز شاهدیم.

او دانست که برای درمان «تن» ها باید سر بدهد. وقتی بدن، شکم، شهوت، جیب و ثروت در جامعه اصل بشود، دیگر نمی‌شود از آن انتظار فداکاری و ایثار و تقوا داشت. پس باید جامعه را با یک قیام انقلابی، دچار لرزه کرد. حسین (ع) همین کار را کرد. پس هر وقت که می‌گوییم باید کاری حسینی کنیم، باید برای این جنس از اصلاح گری، آماده‌باشیم.

انتهای پیام/

نظرات

ارسال نظر