سکوت یا افشاگری؟!

مقابل هر فسادی در نظام دینی سکوت کنیم؟ ممکن است تلقی برخی این باشد که با این مقدمه، هر مبارزه با فسادی می‌تواند منجر به تضعیف انقلاب باشد و محکوم شود به مصلحت‌اندیشی و سکوت. آیا این نتیجه‌گیری حق است؟

 

به گزارش شرق 24 و به نقل از جهان نیوز، فرق مبارزه با فساد، توسط "آمد نیوز" و "کلمه نیوز" با رسانه‌های عدالت‌خواه چیست؟ البته با فرض افشاگری‌های صادق نه کاذب.

 عدالت‌خواهی باید جبهه‌ای باشد نه نقطه‌ای. به تعبیری اگر عدالت‌خواهی بدون توجه به "زمینه‌ها" و "عوارضش" در جبهه حق باشد، می‌تواند خدمت به باطل باشد؛ اگر چنین شود مبارزه با ظلم، خودش ظلم بزرگ‌تر است.

یعنی مقابل هر فسادی در نظام دینی سکوت کنیم؟ ممکن است تلقی برخی این باشد که با این مقدمه، هر مبارزه با فسادی می‌تواند منجر به تضعیف انقلاب باشد و محکوم شود به مصلحت‌اندیشی و سکوت. آیا این نتیجه‌گیری حق است؟

پاسخ روشن است. مبارزه با فساد هیچ محدودیتی ندارد. ما درباره "جهت" مبارزه تذکر می‌دهیم. جهت باید در خدمت جبهه حق باشد وگرنه به اسم عدالت‌خواهی مقابل نظام می‌ایستیم.

مبارزه با فساد هیچ حدومرزی ندارد مگر با رعایت دو شرط؛


شرط اول؛

هر مبارزه‌ای باید در نهایت به نفع جبهه حق تمام شود.

یعنی چی؟

هر نوع مبارزه با ظلمی باید به تقویت انقلاب اسلامی منجر شود.

چرا؟ مگر ما کارمند حکومتیم که آنقدر نگران انقلاب باشیم؟ یا نکند شعار می‌دهیم؟ خیر. این حرف‌ها بازی نیست و اینجا هم تریبون نماز جمعه نیست. داریم درباره یک حقیقت حرف می‌زنیم.

حق بزرگ‌تر، حق "تشکیل" و "مراقبت" از حکومت اسلامی است. همین حکومت است که امام فرمود حفظ آن اوجب واجبات است؛ یا فرمودند جان امام زمان نیز فدای نظام اسلامی می‌شود. چرا؟

حکومت اسلامی را قدرت سیاسی گرفتیم؟ خطاست.

حکومت اسلامی را نظام تدبیر و معیشت مردم گرفتیم؟ بازهم خطاست.

حکومت اسلامی یعنی بروز و ظهور دین. دین بدون حکومت قدرت بروز ندارد. دین‌داری کامل ما بدون حکومت میسر نیست. حکومت "بستر ظلم‌ستیزی" و "رشد معنویت" اجتماعی است. دین‌داری بدون حکومت شوخی است. برای همینست که به تعبیر رهبری، همه انبیا و اولیا و اهل بیت در صدد تشکیل حکومت بودند؛ حالا یا توانستند یا نگذاشتند.

انقلاب اسلامی برای دین‌داری ما مثل جریان هواست؛ تنفس می‌کنیم و متوجه اش نیستیم.

پس نمی‌شود به بهانه عدالت‌خواهی و مبارزه بافساد، چنین حق بزرگی ضایع و تضعیف شود. هر نوع مبارزه با ظلمی که به تضعیف انقلاب منجر شود خودش ظلم اکبر است.

خلاصه و محسوس چه باید کرد؟

عدالت‌خواهی ما باید منجر به تقویت انقلاب شود. ساده‌تر یعنی هر نوع مبارزه بافسادی باید به تقویت امید به آینده و اطمینان مردم به انقلاب منجر شود. با همین دو شاخص می‌توانیم مشروعیت عدالت‌خواهی در جامعه قضاوت کنیم.

شرط دوم؛

دومین شرط برای عدالت‌خواهی این است که دشمن نفع نبرد. ممکن است بگوئید دشمن همیشه از افشاگری در نظام اسلامی خوشحال می‌شود و با این استدلال بازهم افشاگری و عدالت‌خواهی تعطیل می‌شود. خیر؛ شاخص محسوس داریم.

دو نسبت میان عدالت‌خواهی ما با دشمن وجود دارد. یکبار دشمن ما را "تائید" می‌کند، یکبار ما دشمن را "تکمیل" می‌کنیم. دومی ملاک است. رهبری هم اگر انتقادی از انقلاب داشته باشند دشمن پوشش گسترده می‌دهد و همراهی می‌کند. این طبیعی است و ملاک نیست. ملاک این است که نقد ما نقشه دشمن را تکمیل کند. مثلاً دشمن می‌خواهد بگوید ما تروریستیم، ما هم اماره خرجش کنیم.

اگر شرط اول درست رعایت شود، عدالت‌خواهی ما نقشه دشمن را تکمیل نمی‌کند ولو اینکه تائید کند.

با این دو شرط از صدر تا ذیل حکومت را نقد کنیم، که هرچه عدالت‌خواهی کنیم به جیب انقلاب و جبهه حق می‌رود. والسلام.

انتهای پیام/

نظرات

ارسال نظر