تحقق عدالت اجتماعی محوری‌ترین دستاورد اصل انقلاب اسلامی

 حقیقت عدل در جامعه اقامه‌ی مساوات و موازنه در امور است به گونه‌ای که هر کس به هر آن چیزی که شایسته‌ی آن است دست پیدا کند، حقوق طبیعی  شهروندان به رسمیت شناخته شود امکانات، ثروت موقعیت هاو خیرات به نفع همه برابر توزیع شود و با مردم با انصاف رفتار شود بی عدالتی ظلم و فساد رژیم ستم‌شاهی نقطه خلأ تجمیع و همراهی آحاد و گروه‌های مختلف جامعه تحت امر رهبری عدلت خواه بود که باعث شد با بنیادی‌ترین اصل اندیشه‌ی دینی یعنی عدالت به تشکیل حکومت با حاکمیت روح عدالت محور مبادرت ورزند.

 

به گزارش شرق 24 و به نقل از پایگاه خبری البرزبان، عدالت یک آرمان دینی و الهی است که رسالت همه‌ی پیامبران به منظور تحقق آن تعریف‌شده است از بدو خلقت، انسان تشنه‌ی عدالت آفریده‌شده است مبنای تمامی قوائد، قوانین و قضاوت‌های زندگی اجتماعی عدالت است ارزش و جایگاه عدالت در کلام وحی به حدی است که قرآن آن را توصیه می‌کند و واجب می‌داند همچنین در سیره‌ی عملی فردی، اجتماعی و سیاسی پیامبر (ص) و امام علی (ع) روح عدالت جاری و ساری است در آثار و اندیشه‌ی متفکران اسلامی نیز عدالت از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بوده و به ویژگی، لوازم، آثار و برکات عدالت به‌ویژه عدالت اجتماعی (تطبیق آن با واقعیت‌های خارجی و اوصاف شخص عادل و حاکم) بیش از  ذات مفهوم آن پرداخته‌شده است.

گذشته از بحث‌های مفهومی عدالت اجتماعی و سوءاستفاده‌های تطبیقی که از آن شده است حقیقت عدل در جامعه اقامه‌ی مساوات و موازنه در امور است به گونه‌ای که هر کس به هر آن چیزی که شایسته‌ی آن است دست پیدا کند، حقوق طبیعی  شهروندان به رسمیت شناخته شود، امکانات، ثروت، موقعیت هاو خیرات به نفع همه برابر توزیع شود با مردم با انصاف رفتار شود و به بی‌نیازی منتهی شود در واقع دورنمای اجرای عدالت اجتماعی بی‌نیازی مردم و رفع تبعیض است امام باقر (ع) می‌فرمایند “وقتی در میان مردم عدالت برگزار شود آنان بی‌نیاز می‌گردند” و این مهم درگرو حاکمیت حکومت اسلامی و حاکم عادل در کنار قوانین و ضوابط مبتنی بر عدلت و عدم تبعیض است.

هیچ چیز به‌اندازه‌ی ظلم و بی عدالتی در یک جامعه نمی‌تواند بذر کینه و دشمنی بیافریند اما علی (ع) می‌فرمایند حکومت با کفر پایدار می‌ماند اما حکومت با ظلم پایدار نیست. علت بسیاری از انقلاب‌ها  فقدان عدالت اجتماعی در جامعه است و انسان‌های آزاده همواره به دنبال تحرک اجتماعی، رفع تبعیض و برقراری عدالت بوده‌اند.

حاکمیت دو هزار و پانصدساله‌ی نظام شاهنشاهی و اشرافیت، خوانین، اربابان و ظلم و بی عدالتی در نظام اجتماعی (همانند مصوبه‌ی کاپیتولاسیون) و اقتصادی، فقر و تنگدستی و فاصله‌ی زیاد طبقاتی، فساد و انتصابات هزار فامیل یکی از ریشه‌های اصلی وقوع انقلاب اسلامی است همراهی همه‌ی اقشار و گروه‌های جامعه از دورترین نقاط با جریان انقلاب به رهبری امام (ره) در واقع حرکتی ناشی از نارضایتی از بی عدالتی بود. به ثمر نشستن انقلاب اسلامی با آموزه‌های ناب اسلامی و روح قرآنی  در چند پارامتر اساسی به اجرای عدالت اجتماعی کمک کرد.

 نخست حکومتی با صبغه‌ی الهی و  قوانین اسلامی. دوم تشکیل نهادهای عدالت محور و حمایتی مانند کمیته‌ی امام خمینی سازمان بهزیستی، جهاد سازندگی در کنار چندین سازمان، نهاد، انجمن، بنیاد و طرح‌ها و برنامه‌های ثابت و موقتی با محوریت کمک و حمایت از محرومان در مناطق محروم و کاهش فاصله‌ی طبقاتی از آن جمله است.

در کنار این نهادها و تشکیلات حمایتی وجود زمامداران و کارگزاران باروحیه‌ی معنوی و عدالت‌خواه است که به تناسب و فراخور مسئولیت و وظایف خود همسو و همراه با مقدمه‌ی حکومت به عنوان ابزاری در جهت تحقق بهتر عدالت اجتماعی تلاش می‌کنند.

علیرغم بهبود وضع عدالت اجتماعی در جامعه نسبت به دوران ستم‌شاهی (به برکت دستاوردها و آرمان‌های انقلاب) و عزم جدی نظام و برخی مسئولان و نهادها که جهاد گونه برای عدالت فعالیت می‌کنند اما هنوز تا رسیدن به جایگاه واقعی و درخورشان نظام مقدس اسلامی فاصله‌ی بسیاری هست گذشته از ساختار اداری ناهماهنگ  متاسفانه روی کار آمدن دولت‌های با الگوپذیری غربی و به‌تبع مسئولان و مدیرانی با نگرش تبعیض‌آمیز، گسترش رانتخواری و ریخت‌وپاش‌های غیر ضروری و سفرهای متعدد به خارج، فساد، اختلاس، حقوق‌های نجومی، روی آوردن به خوی اشرافی گری و تجمل‌گرایی و عدم توجه واقعی به فقر و محرومیت در جامعه و مناطق محروم منجر شده ناعدالتی به اشکال مختلف هنوز وجود داشته باشد.

 درحالی‌که مقام معظم رهبری فلسفه‌ی وجودی مسئولان را عدالت می‌داند  و بر مبارزه با ویژه خواری به منظور تحقق امر عدالت تاکید مؤکد دارند.

انتهای پیام/

 

نظرات

ارسال نظر