سخن پراکنی

پس از سه سال و نیم حضور موثر در هلال احمر و کسب توفیقات بسیار ارزشمند با اتفاق همکارانم که تجربه گرانسنگی نیز بود، دو گروه از افراد گاها سخنها به زبان آورده و پچ پچ ها کرده و میکنند؟

 

 اینکه فردی بوده ام که همواره در عرصه سیاست، سیاست ورزی اصلاح طلبانه داشته ام، بر کسی پوشیده نیست. به تبع؛ آن دو گروه سخن پراکن نیز لزوما وابستگی به جریانات سیاسی دارند اگرچه در این موضوع دارای انگیزه های مشترک هستند؟!

مهمترین دلیل و انگیزه های هر دو گروه، بدون شک "منافعی" بود که به سبب حضور بنده در هلال احمر یا از دست دادند و یا موفق به کسب اش نشدند. منافعی که پیش از این، گاها بهره مند بودند؟!

اینکه خدمات حمایتی هلال احمر استان در مدت حضورم تنها با "برند هلال احمر" توزیع شد افرادی را از هر دو جریان ناراضی کرد؛ چه آنهایی که در عرصه انتخابات( مجلس و شورای شهر) موفق نبودند و چه آنهایی که از درون جمعیت به بیرون قولهایی داده بودند!

اینکه جذب و بکارگیری نیروی انسانی در هلال احمر استان تحت هیچ شرایطی با توصیه و سفارش انجام نشد-افتخارم است- بدون شک کسانی را ناراضی کرد. و اینکه تا امروز؛ تنها مدیر عامل هلال احمر خراسان شمالی هستم که "با هیچ یک از کارکنان آن، نسبت فامیلی- سببی و نسبی- ندارم" عده ای را گویا عصبی کرده است.

اینکه کلیه خرید ها (کالا و خدمات) و اجرای پروژه بدون توجه به سفارشهای پر تکرار تنها از طریق فرآیندهای قانونی انجام میگردید، بدون شک کسان و دوستانی! را از هر دو جریان ناراحت و ناراضی کرد.

 اینکه کلینیک تخصصی با بیش از ۴۰ متخصص و فوق تخصص راه اندازی کنی و در شیروان و گرمه درمانگاه بزنی، ۱۱۰۰ درصد رشد فروش داروخانه داشته باشی و در مجموع ماهانه بیش از ۲۰/۰۰۰ نفر مراجعه مستقیم در حوزه سلامت به هلال احمر با رضایتمندی ۹۰  درصد داشته باشید، طبیعی است که این سرمایه اجتماعی و سطح رضایتمندی مراجعان خیلی ها را به هوس خواهد انداخت!! چه آنان که خواهان بازگشتند و چه آنان که تثبیتشان را با حضور بنده در هلال در خطر می دیدند!

 اینکه بزرگترین استخر سرپوشیده استان با بخشهای متنوع که به "مجموعه آبی" مسماتر است تا استخر، در شیروان به بهره برداری برسانی و تنها رضایتمندی و لذت شهروندان ترا بسنده باشد و اینکه درمانگاه شیروان را در عالی ترین و در دسترس ترین نقطه شهری تاسیس کنی، بدون شک هم کسانی را به هوس انداختید و هم به خطر؟!

 اینکه حاضر نشوی در اجرای مسوولیت بجز قانون و فرآیندهای "مستند" قانونی را در نظر بگیری، اینکه حاضر نشوی حتی بخاطر " سوگند دادنت به امام حسین" قانون را دور بزنی

 و اینکه های دیگر ..... بماند!

 به جرات میگویم که اینان با چنین ایده و روشهایی همچون گذشته به هدف نخواهند رسید. چه آنانی که در درون آن نهاد وابستگی به اصولگرایان را یدک میکشند! - با احترام به اصولگرایان- و چه آنهایی در درون این نهاد خود را متولی ارائه خدمات به هر دو جریان میدانند؟! و چه آنانی که در موقعیت رسمی و غیر رسمی، مرا برای نیل به اهداف خود، "بدرستی" متحد خود ندانستند!

 اطمینان دارم هر سعادتی از جمله توفیق در اسفند ۹۸ و پس از آن نصیب کسانی خواهد بود که علاوه بر داشتن تحلیل صحیح از فضای سیاسی، اجتماعی و ... با "مردم" به صداقت رفتار کنند و نه اینکه" نیاز مردم را برای خود فرصت تلقی کنند".

 و اما چه بگویم از دوستان! اصلاح طلب که هر چه بگویم به قولی؛"تف سر بالاست".

نکته دیگر اینکه هر دو گروه نقطه اشتراک دیگری هم دارند و آن اینکه؛ هر دو شاید کمتر به "آثار حقوقی" سخن و فعلشان در خلوت و جلوت اندیشیده اند. بنده نیز "فعلا" امیدم به اصلاح این اخلاق و عادت ناپسند آنان است. اگرچه شیوه تغییر شبانه بنده کاملا خلاف مقررات و عرف اداری بود، اما دست یازیدن به " تخریب" و سخن پراکنی برای توجیه آن " خلاف" امری غیر اخلاقی و غیر انسانی است.

بزرگی میگوید؛

" آنانی که در پس تو سخن پراکنی میکنند، یا از تو منفعتی به ایشان نرسیده است،

یا اینکه نسبت به موقعیت و شخصیت تو حسادت میکنند،

یا اینکه تو را مانعی بر مسیر اهداف خود میدانند،

و یا اینکه مایلند همانند تو باشند، اما نمیتوانند.

✅ چه کنم؟ من همینم که هستم؛ حسن شکوری نسب، فرزند رجب، اهل ایران، اصلاح طلب و مقید به قانون.

نظرات

ارسال نظر