آیت‌الله میردامادی: ماجرای دیدار خاندان «میرداماد» با رهبرانقلاب/ طاغوتی‌های پولدار آیت‌الله شریعتمداری را فریب دادند

شاگرد امام خمینی تأکید کرد که آیت‌الله خامنه‌ای بعد از امام به بهترین نحو ممکن کشور را اداره کردند و انقلاب را پیش برده‌اند.

گروه سیاسیخبرگزاری تسنیم ــ عباس کلاهدوز و محمدعلی سافلی: نام خانوادگی وی میردامادی است و نسبش به سادات میردامادی اصفهان و نجف‌‌آباد می‌رسد، همین نسبت موجب شد تا کتاب «فقیه آزاده» را در شرح احوال آیت‌الله میرزا هاشم میردامادی نجف آبادی بنویسد؛ شخصیتی مبارز و مفسر که جد مادری رهبر معظم انقلاب است.

برای مصاحبه با این شاگرد امام خمینی و آیت‌الله بروجردی به حسینیه همدانی‌های تهران رفتیم. حسینیه‌ای که شب‌های قدر هزاران نفر در آن به احیا می‌نشینند تا از محضر شیخ حسین انصاریان استفاده کنند.

آیت‌الله سید باقر میردامادی متولد 1315 است. دروس مقدماتی و سطح را در اصفهان در محضر اساتیدی همچون حاج آقا رحیم ارباب گذراند و در سال 1330 به قم آمد تا از محضر اساتیدی همچون آیت‌الله بروجردی، امام خمینی، مرعشی نجفی بهره‌مند شود.

آیت‌الله میردامادی (نفر سوم از سمت چپ) در کنگره بزرگداشت آیت‌الله سید هاشم میردامادی

با وقوع انقلاب اسلامی مدتی را در اصفهان و تهران به مبارزه پرداخت و در دهه پنجاه ساکن تهران شد. او که خود شاگرد حضت  امام است مسئولیت دفتر آیت‌الله نوری را در تهران عهده‌دار شد و درباره این مرجع تقلید می‌گوید "من تازه به قم رفته بودم و ایشان 20 سال بود در قم بود. آن موقع ایشان درس سطح را می‌گفت و خوب از عهده کار بر می‌آمد و یکی از افراد ممتاز آن موقع در تدریس بود الان حدود 65 سال است با قرآن و کتاب سروکار دارد و روزی 7، 8 ساعت مطالعه می‌کند. مرجعیت ایشان بلا اشکال و از علمای متقی و مومن است... در سال 88 جزو معدود آدم‌هایی بودند که سکوت نکردند."

خبرنگاران سیاسی تسنیم در سلسله‌ گفت‌وگوهایی با شاگردان مرحوم بروجردی و امام خمینی(ره) و علمای اعلام کاوشی نو در نهضت بنیان‌گذار انقلاب اسلامی خواهند داشت و در این بین به بیان ناگفته‌ها و کمترگفته‌شده‌هایی از تاریخ انقلاب اسلامی می‌پردازند. تاکنون 18 بخش از این گفت‌وگوها شامل مصاحبه با آیات سید جواد علم‌الهدی، فیض گیلانی، علوی گرگانی، قافی یزدی، سیدجعفر کریمی، مرحوم صابری همدانی، سیدرضا بنی‌طبا، طباطبایی‌نژاد، مبشر کاشانی، واحدی جهرمی، شبیری زنجانی، منتظری قمی، لنگرودی و مطهری یزدی، دین‌پرور، وحیدی گلپایگانی و سیدمهدی طباطبایی منتشر شده که می‌توانید آرشیو این مصاحبه‌ها را اینجا ببینید.

متن پیش‌ِرو مصاحبه خبرنگاران سیاسی خبرگزاری تسنیم با آیت‌الله سید باقر آیت میردامادی است که از منظرتان می‌گذرد:

تسنیم: با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید، ورودتان به حوزه علمیه در چه سنی و از چه تاریخی بود و اولین اساتیدی که داشتید چه اشخاصی بودند؟

آیت‌الله میردامادی: بنده از سال 1331 هجری شمسی بعد از پایان تحصیلات مقدماتی در اصفهان به قم آمدم. از سال 1320 که 5 سال داشتم، آن زمان اخوی من درحوزه علمیه درس می‌خواند و ایشان از کودکی من را به مدرسه آوردند. کودک بودم که قرآن را یاد گرفتم و از آن سال من شروع به تحصیل کردم و بعد از گذراندن مراحل ابتدایی به قم آمدم و وارد حوزه علمیه قم شدم.

در مدرسه بزرگ مفید اتاق گرفتم و مشغول درس شدم و تقریبا من سطح را تمام کرده بودم و باید خارج می‌خواندم اما باز هم یک  سالی به همان سطح ادامه دادم.

سال 35 من به درس آیت‌الله بروجردی رفتم و مدت 3 سال هم من در محضر ایشان بودم. اساتید من هم در قم آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی، آیت‌الله‌العظمی گلپایگانی، آیت‌الله العظمی سلطانی طباطبایی بودند. رسائل و مکاسب را پیش اینها خواندیم بعد هم به درس آیت‌الله العظمی بروجردی رفتیم و نوشته‌هایش را هم دارم.

پس از اینکه ایشان فوت کرد، حدود سال 40 و درماه فروردین بود که به درس آیت‌الله مرعشی و گلپایگانی و آیت‌الله خمینی رفتیم. تقریبا 7 سال خدمت آیت‌الله مرعشی درس خواندم، حدود 2 سال هم خدمت آیت‌الله العظمی گلپایگانی در مسجد اعظم و تقریبا یک سال هم درس آیت‌الله خمینی رفتم. آیت‌الله خمینی و گلپایگانی در مسجد اعظم درس می‌دادند. مدت کوتاهی هم درس آقای شریعتمداری رفتم ولی آن مدتش 2 ماهی بیشتر طول نکشید و عمده درس‌های من در این 7 سالی که در قم بودم خدمت آیت‌الله بروجردی، گلپایگانی و مرعشی نجفی بود.

** از مرام و شجاعت نواب بهره‌مند شدم

تسنیم: وقتی وارد حوزه علمیه قم شدید آن ایام با مجموعه فدائیان اسلام و مرحوم نواب صفوی برخوردی داشتید؟ 

آیت‌الله میردامادی: بله البته من آقای نواب صفوی را 2 یا 3 نوبت دیدم. یکبار در قم و یکبار در تهران. ایشان حدود 10 سال سنش از من بیشتر بود و قد بلندی داشت، خیلی لبخند می‌زد و در کارهای مبارزه جدی بود. آن موقع هم تهران نبودم و قم درس می‌خواندم ولی اوصافش را شنیده بودم و عده‌ای از فدائیان اسلام در قم بودند و با آنها من ارتباط داشتم.

آقای واحدی و چند نفر دیگر بودند که طلبه بودند و من خیلی کوچکتر بودم. آنها خیلی با نواب موافق بودند و من ایشان را آن موقع دوست داشتم با این که کاری نمی‌توانستم بکنم و جوان بودم اما در عین حال خیلی از مرام و شجاعت و قدرت ایشان بهره‌مند شدم.

تسنیم: نگاه حوزه علمیه به مرحوم نواب صفوی چطور بود؟ آیا مراجع وقت آن زمان حرکت‌های شهید نواب صفوی را تأیید می‌کردند؟

آیت‌الله میردامادی: اکثرا نظرشان مثبت بود ولی می‌ترسیدند بیان کنند. آن که به مردم جرات داد تا کشته نشوند و از زندان نترسند امام خمینی بود و الا قبل از ایشان اکثرا به قول معروف با عصا راه می‌رفتند حتی آقایان و اساتید  ملاحظه می‌کردند که آنها را بگیرند و مانع شوند آقای خمینی که آمد به مردم یاد داد که می‌شود با شاه در افتاد.

** حمایت آیت‌الله بروجردی از نواب صفوی علنی نبود

زمانی که ما جوان بودیم، وقتی انتقادی از شاه می‌شد اکثرا آنهایی که در آن مجلس بودند بر می‌گشتند و می‌گفتند "دیوار موش دارد و موش هم گوش دارد" و از شاه می‌ترسیدند. آقای نواب خیلی به مبارزه علیه شاه کمک کرد، آقای بروجردی هم با ایشان موافق بود اما شرایط را مقتضی نمی‌دید که رسما موافقت خودش را ابراز کند حتی کمک هم گاهی می‌کرد به ایشان اما رسمی و علنی که نبود نامه بنویسید و آقای نواب را تایید کند اما نظرشان یکی بود.

تسنیم: مشی مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی در مبارزه با مشی امام چه تفاوتی داشت؟ آیا خاطره‌ای از ایشان در مخالفت با دستگاه پهلوی یادتان هست؟

آیت‌الله میردامادی: بله ایشان نماینده داشت و شاه به دیدن ایشان می‌آمد و می‌گفت فلان مسائل و اشکال هست. ایشان خیلی جدی بود اما مقتضی نمی‌دید که مخالفت خودش را به وسیله روزنامه و بیانیه شروع بکند. می‌گفت می‌زنند و می‌کشند و از بین می‌برند اما در عین حال با کارهای بد شاه مخالف بود. سالی یکی دو بار هم شاه به قم می‌آمد و با ایشان ملاقات داشت اما در منزل ایشان نمی‌رفت. در حرم صندلی می‌گذاشتند و ماموران می‌ایستادند و آقای بروجردی هم با ایشان ملاقات می‌کرد و کارهای حرام را ایشان رسما نهی می‌کرد ولی آن طوری که نواب صفوی بود اینگونه نبودند.

ایشان نماینده داشت و شاه به دیدن ایشان می‌آمد و می‌گفت فلان مسائل و اشکال هست. ایشان خیلی جدی بود اما مقتضی نمی‌دید که مخالفت خودش را به وسیله روزنامه و بیانیه شروع بکند. می‌گفت می‌زنند و می‌کشند و از بین می‌برند اما در عین حال با کارهای بد شاه مخالف بود.

نظرات

ارسال نظر