دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران در عرصه های مختلف انقلاب ؛

بزرگترین دستاورد این معجزه( انقلاب اسلامی) نفی جنبه های غیر اخلاقی،دینی و مبتذل هنر وارداتی غربی از تولیدات سینمایی و تلویزیونی، نزدیک کردن آن به هنر و هنرمند متعهد، موحد، فرهنگ اخلاقی، اسلامی و مردمی جامعه بود

 

پایگاه تحلیلی خبری البرزبان :  امروزه تهاجم فرهنگی حقیقتی است که با ابزارهای مختلف در دنیا با موضوع و محتوای فارسی،انقلاب و ضربه زدن به دستاوردهای انقلاب را مورد هدف قرار داده است در مقابل چنین تهاجمی که با ابزارهای قوی و موثر فرهنگی از جمله رسانه های صوتی و تصویری، مکتوب و مجازی که در حال فعالیت است باید به باقتضا ماهیت،ابزار و وسایل به همان شیوه مقابله کرد یعنی با ابزارهای باور و بینش فرهنگی به جنگ فرهنگی رفت.

هنر، رسانه، سینما و فیلم و دیگر عناصر نافذ و تعیین کننده ی فرهنگی از طریق انعکاس واقعیات بر ساخت های اجتماعی تاثیر می گذراند و به شکلی میانجی و غیر مستقیم، آگاهی و محتوای ذهنی مردم نسبت به جهان، شناخت و درک عمومی از ان را دچار تحول و دگرگونی می کنند به جرات می توان گفت به عنوان فراگیرترین نهادهای تولید، نشر اطلاعات و بینش، منبع تولید منزلت و قدرت برای فرهنگ ملت هاست. از این رو پتانسیل بسیار خوبی برای نهادینه کردن فرهنگ غنی ایرانی_ اسلامی، ارزش های اخلاقی، دینی؛ در سبک زندگی فردی و اجتماعی و اعتلای شیوه ی زندگی درست در جامعه است.

در این میان آن دسته از آثار و تولیداتی که با رویکردی واقع گرا و خارج از تخیلات، رویدادها و موضوعات حقیقی را توصیف و به تصویر می کشد و امروز ما تحت عناوین مختلفی اعم از مستند، سینماحقیقت، سینما مستقیم، مستند داستانی و… می شناسیم به سبب در برداشتن پیام و معنای ارتباطی نقشی تعیین کننده و اثرگذار دارد.

 منطبق بر تجربه ی جهانی ظهور فیلم های مستند، در ایران نیز تاریخچه ی  ساخت فیلم مستند با سینما گره خورده است زمانی که میرزا ابراهیم خان عکاس باشی برشی از زندگی مظفرالدین شاه را در سفر شبه اکتشافی به بلژیک به نمایش درآورد همان موقع  نخستین اسناد مهم از دارالخلافه و دربار تهیه و بایگانی شد. رفته رفته گزارش های خبری با اصلاحات رضاشاه و اتفاق دو جنگ جهانی رونق گرفت و نسل جدیدی از فیلمسازان ایرانی علاقه مند به سینمای غیر داستانی از دهه ی ۳۰ به بعد ظهور کردند اما به دلیل ضعف در حوزه ی زیر ساخت سینما و تلویزیون نمی توانست نقشی کلیدی در رشد و آگاهی فکری جامعه داشته باشد از طرف دیگر عمده ی فیلمسازان تحصیل کرده ی دانشگاههای اروپایی و آمریکایی بودند و این موضوع در تبعیت از قالب و محتوای آثار مشابه تاثیر فراوانی گذاشته بود.همچنین عمده ی آثار و گزارشات؛ مردم شناسی و ایران شناسی ساده ای( معماری و آثار و ابنیه تاریخی) بود که از تلویزیون خانگی به نمایش در می آمد و از تولیدات فاخر هنری که درون مایه ی برخورداراز هویت دینی و متناسب با ساختار اسلامی_اخلاقی جامعه داشته باشد اثری نبود.

رخداد شکوهمند انقلاب اسلامی اما به عنوان یک تحول عظیم سیاسی_ اجتماعی تولیدات سینمای ایران را در قالب و محتوا دچار تحول و دگرگونی کرد بزرگترین دستاورد این معجزه و سرمایه زوال ناپذیر نفی جنبه های غیر اخلاقی،دینی و مبتذل هنر وارداتی غربی از تولیدات سینمایی و تلویزیونی  و نزدیک کردن آن به هنر، هنرمند متعهد و موحد، فرهنگ اخلاقی، اسلامی و مردمی جامعه بود

 دم مسیحایی و رهایی بخش مکتب امام خمینی(ره) در تاکید هنر قرانی و صیقل دهنده ی اسلام ناب محمدی(ص)، هنرمند انقلابی و متعهد به انعکاس اسلام پابرهنه گان و ضد سرمایه داری، جریانات سالهای مبارزه ی انقلاب و پس از آن تضادهای اجتماعی_ سیاسی داخلی ، ۸ سال دفاع مقدس و… به رشد فیلمسازان جوان برخوردار از روح سنت ها و ارزش های فرهنگ ارزشیِ ایرانی_اسلامی( آزادی و آزادگی،عدالت و شهادت، استعمار ستیز و ضد اسلام التقاطی و..)کمک شایانی کرد و به ارتقا سطح کمی و کیفی آثار مستند ارزشی، اخلاقی سیاسی_اجتماعی و رشد فکری و آگاهی جوانان حقیقت جو کمک کرد. افرادی چون شهید سیدمرتضی آوینی، ابراهیم حاتمی کیا، مرحوم رسول ملاقلی پور، احمدرضا درویش، جمال شورجه، شهریار بحرانی، مجید مجیدی و… از جمله فیلمسازانی بودند که به شکلی مردمی و با روحیه ی انقلابی در حمایت از گفتمان و فرهنگ دینی، بر ضد اسلام آمریکایی، مرفهین بی درد تجملاتی، رفاه طلب و هنر بی هویت  با آثاری فاخر و غنی به عنوان نخستین سربازان جنگ نرم به میدان آمدند.

دراین میان شهید آوینی به عنوان هنرمندی مسلط به عرفان، فلسفه و مکاتب فلسفی، آشنای کامل به معارف اسلامی با قلمی پخته پیشانی هنرمندان عرصه آثار و تولیدات مستند جاودانه انقلابی است که به چنان سطحی از معرفت و تقرب رسیده بود که حقیقت مطلق را درک کرده بود و این شیدایی در حقیقت را در آثاری که از او به یادگار مانده است را به روشنی می توان لمس کرد و به حق به این درک تکلیف دست یافته بود که پیام و معنا را در هنر به نمایش بگذارد . خلا بزرگی   که بسیاری از هنرمندان و جریانات هنری شبه روسنفکر بعد از انقلاب سعی دارند تحت عناوین مختلفی چون آزادی و دوری از تعصب، در اصل گریز از توجه به تعهد هنرمند و هنر پیام محور( به عنوان پیاده نظام تهاجم فرهنگی غرب) به سمت هنر اومانیستی غربی سوق یافته اند. و بعضا به خاطر حضور در جشنواره ها و فستیوال های اروپایی، ارزش و اخلاق را که غایت و منشا هنر است را نادیده بگیرند و ارزش های نظام و دستاوردهای انقلاب را تضعیف کنند.
انتهای پیام/

نظرات

ارسال نظر