چرا خودکشی آمریکایی‌ها از سال 2000 به بعد 34 درصد رشد داشته است؟

افراد بسیاری به شدت نگرانند که نرخ خودکشی در آمریکا که اکنون در «دوران عادی» در اوج خود قرار دارد، با ورود این کشور به یک دوره یاس و استیصال مطلق به شدت وخیم تر شود.

با وجود آنکه معیارهای زندگی ما در مقایسه با بقیه جهان به شکل مضحکی بالاست، آمریکا عمیقا کشور ناشادمانی است.  در روزگار کودکی من هیچ خبری از «گوشی های هوشمند» نبود، اینترنت هنوز وجود خارجی نداشت و اگر می خواستید چیزی بخرید مجبور بودید به یک فروشگاه بروید و دنبال آن بگردید و بیشتر وسایل نقلیه تکه آشغال هایی بودند که بعد از چند سال به کلی اسقاط می شدند. امروز ما صدها کانال تلویزیونی داریم، آنقدر فیلم سینمایی داریم که ممکن نیست بتوانیم همه آنها را تماشا کنیم، بازی های ویدئویی به طرز خارق العاده ای خلاقانه شده اند و تقریبا برای هر چیزی که احتمال دارد به آن نیاز داشته باشید، اپلیکیشنی روی گوشی تلفنتان وجود دارد که تنها چند کلیک با استفاده از آن فاصله دارید. ما عملا در حال غرق شدن در سرگرمی هستیم و با این حال بسیار کمتر از نسل های قبل تر شادمان و خوشبختیم. در واقع مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری ها می گوید که نرخ خودکشی  از سال 2000 به این سو 34 درصد افزایش داشته است:
بر اساس گزارشی که روز سه شنبه از سوی مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری های آمریکا منتشر شد، بیشترین نرخ خودکشی در ایالات متحده در مردانی دیده می شود که در بخش ساختمانی و معدن کار می کنند. در مورد زنان نرخ خودکشی در میان کسانی که در حوزه هنرها، طراحی، ورزش و رسانه ها فعالیت دارند بالاتر از سایر حوزه هاست.
به نوشته این گزارش از سال 2000 تا 2016 نرخ خودکشی در میان جمعیت واقع در سن کار- افراد 16 تا 64 ساله- تا 34 درصد رشد داشته است.

 شخصا از فهمیدن اینکه کارگران ساختمانی و معدنکاران بالاترین نرخ خودکشی را در کل کشور دارند بسیار اندوهگین شدم. پدربزرگ من یک کارگر ساختمانی بود و شدیدا به حرفه خود مباهات می کرد. در واقع من هنوز یک کاسه چوبی را که او برایم ساخته بود دارم و در حالی که این مقاله را می نویسم کاسه روی میزم قرار دارد.
در طرف دیگر این طیف نرخ خودکشی در میان معلمان، اساتید دانشگاه و کتابدارها از همه پایین تر است: «در هر دو جنس، گروه شغلی که کمترین نرخ خودکشی در آنها مشاهده شده در حوزه های تعلیم و تربیت، آموزش و کتابداری شاغل بوده اند؛ یعنی مشاغلی چون معلمان، اساتید دانشگاهی و بایگان ها.»
این اطلاعات موجب شگفتی من شد، چون اگر کسی در عمرش ساعاتی را به تدریس در یک کلاس درس گذرانده باشد، درک می کند که یک معلم هر روز چه فشار طاقت فرسایی را باید تحمل کند.
اما به طور کلی این خبر خوبی نیست. در دوره ای که آمریکا در حال صلح و ظاهرا «در رفاه» به سر می برد، نرخ خودکشی جمعیت ما به شدت افزایش پیدا کرده است.
اگر اکنون این همه انسان خود را می کشند، پس زمانی که اوضاع واقعا در این کشور ناخوشایند شود چه اتفاقی قرار است بیفتد؟
البته مقامات ما همچنان هیچ عزمی در حل این بحران ندارند. آنها همچنان می گویند که این افزایش در نرخ خودکشی یک «تراژدی» است و ما باید «اقدامات پیشگیرانه» خود را افزایش دهیم: «دکتر دبورا هوری مدیر مرکز ملی برای پیشیگیری و کنترل آسیب» می گوید: «افزایش نرخ خودکشی در آمریکا گرایشی نگران کننده است که نشانگر یک تراژدی برای خانواده ها و اجتماعات است و بر نیروی کار آمریکا تاثیر می گذارد. ما با دانستن اینکه چه کسی در معرض خطر بیشتری برای خودکشی قرار دارد، می توانیم از طریق اقدامات پیشگیرانه متمرکز به نجات جان افراد کمک کنیم.»
به عبارت دیگر آنها از ما می خواهند که پول بیشتری را در زمینه این مشکل هزینه کنیم. در آمریکای امروز هر جا که «راه حل» اشتباه از کار در می آید و پاسخ لازم را نمی دهد، به نظر می رسد که چاره کار را در بزرگ تر کردن باز هم بیشتر دولت و هزینه کردن پول بیشتری از جیب مالیات دهندگان می بینند.

اما حقیقت این است که دولت بزرگ نمی تواند ما را نجات دهد. مردم به بروکرات های دولتی بیشتر نیاز ندارند که به آنها بگویند چگونه زندگی شان را اداره کنند. چیزی که مردم واقعا به آن نیازمندند یافتن معنا و مقصودی برای زندگی است و این چیزی نیست که دولت بزرگ بتواند در اختیار مردم قرار دهد.
نرخ های خودکشی در بسیاری از مناطق روستایی به شکل خاصی بالاست. در واقع در یکی از گزارش های قبلی مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری ها روشن شده  که نرخ خودکشی در مناطق روستایی در واقع 45درصد بیشتر از «مناطق بزرگ شهری» است: بر اساس مطالعه ای که پاییز گذشته از سوی مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری ها منتشر شد، نرخ خودکشی در مناطق روستایی آمریکا 45 درصد بیشتر از مناطق بزرگ شهری است.  یک گزارش جدیدتر مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری ها آمده است که نرخ خودکشی در مونتانا از همه جای کشور بیشتر است و تقریبا به دو برابر نرخ کشوری می رسد. مطالعه سوم این مرکز که در حال حاضر در مرحله بررسی قرار دارد، کشاورزی را به همراه ماهیگیری و جنگلداری در میان گروه های شغلی دسته بندی کرده است که بالاترین نرخ خودکشی را دارند.
این مطالعه شغلی بر اساس داده های سال 2012 انجام شده، یعنی زمانی که کشاورزی قدرتمند بود و به اوج خود در سال 2013 نزدیک می شد. جنیفر فای مدیر ارتباطات مرکز غیرانتفاعی «کمک های کشاورزی» می گوید بر اساس گزارش وزارت کشاورزی آمریکا درآمد خالص کشاورزان از سال 2013 به بعد 50 درصد کاهش داشته و انتظار می رود امسال وارد یک دوره افت 12 ساله شود.
بی تردید هم اکنون شرایط زندگی در مناطق روستایی در سراسر کشور دشوار است.   بر اساس اعلام وزارت کشاورزی آمریکا هم اکنون تقریبا از هر کودک در مناطق روستایی یک کودک در فقر زندگی می کند. من و همسرم در مناطق روستایی حضور داشته و شاهد بوده ایم که خانواده های زیادی عمیقا با این مسائل دست به گریبان هستند.

همزمان با وخامت شرایط زندگی برای طبقه متوسط، به نسبت گذشته تعداد بیشتری از آمریکاییان مجبور شده اند به کمک های دولتی روی آورند. در مقطع فعلی تقریبا 52 درصد از کل کودکانی که در یک خانه زندگی می کنند ماهانه از دولت فدرال کمک دریافت می کنند: دایره آمار داده های جدیدی را منتشر کرده که دلیل نامیدن نسل فعلی کودکان آمریکایی به «نسل رفاهی» را تقویت می کند. طبق اعلام دایره آمار در سال 2017  در میان ساکنان آمریکایی زیر 18 سال 51.7 درصد در خانواده هایی زندگی می کرده اند که یکی یا بیشتر از یک عضوشان از کمک های یکی از برنامه  های دولتی برخوردار بوده اند.
اگر اقتصاد آمریکا واقعا در وضعیت خوبی قرار داشت ما نباید چنین مشکل جدی فقر را شاهد می بودیم. برخی از آمارها نشان می دهند که خیلی از آمریکاییان نگران این موضوع هستند. مثلا بالغ بر دو سوم مردم از سطح فقر در آمریکا ابراز نگرانی کرده اند؛ به طور کلی هر چه پول بیشتری درآورید احتمال اینکه به فقر اهمیتی بدهید کمتر می شود (هر چند که بیش از نیمی از کسانی که درآمد سالانه متوسطی دارند همچنان نسبت به این مسئله ابراز نگرانی کرده اند.)
از این اعداد اینطور به نظر می رسد که هنوز در میان مردم به درجات همدردی وجود دارد. در سال های پیش رو احتمال بسیار زیادی وجود دارد که وضعیت فقر در این کشور باز هم وخیم تر شود.
عده زیادی عمیقا از این نگران هستند که نرخ خودکشی که هم اکنون در «دوران عادی» در اوج خود قرار دارد، با ورود این کشور به یک دوره یاس و استیصال مطلق به شدت وخیم تر شود

منبع:فارس.

نظرات

ارسال نظر