حامی دیروز لیبرال‌ها، مطالبه‌گر امروز کارگران

این کانال تلگرامی همزمان با تجمعات اعتراضی کارگران در اهواز وارد فاز سیاسی شد و در اخرین مرحله نیز در فراخوانی خواستار تجمع اساتید و دانشجویان علیه ظلم به کارگران در دانشگاه امیرکبیر شد. تجمعی که بلافاصله توسط اعضای « انجمن ترقی خواه » و با شعارهای ساختارشکنانه به اغتشاش تبدیل شد.

به گزارش شرق24:ساعت 12 روز دوشنبه 13آذر، اعتراضاتی در دانشگاه امیر کبیر توسط حامیان سابق دولت روحانی برگزار گردید که به خشونت این گروه علیه دانشجویان منجر شد. این اعتراضات که به بهانه حمایت از کارگران نیشکر هفت تپه و به صورت غیر قانونی توسط عده ای خاص برگزار گردید به شعارهای ساختار شکنانه و هتاکانه منتهی شد. این اعتراضات، که روز قبل از آن با شبنامه های منتشر شده توسط «انجمن ترقی خواه» تبلیغ شده بود و به صورت غیر قانونی در دانشگاه برگزار شد، هر چند گفته می‌شد به دلیل دغدغه‌هایی مانند «عدالت» برگزار شده است، اما پس از گذشت دقایقی از برگزاری و شعارهای این افراد مشخص شد شعارها نه هدفی اجتماعی بلکه هدفی ساختارشکانه دارند.
آیا این اغتشاش یک نقطه شروع بود؟
دی‌ماه سال گذشته بود که دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران شاهد برپایی یک تجمع اعتراضی بود. تجمعی که بناگاه از دل ان شعار «اصلاح‌طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» متولد شد و بلافاصله توسط بازوهای رسانه‌ای جریان انحراف به عبور جامعه از ساختارهای سیاسی حاکمیت تعبیر شد.

این تجمع غیرقانونی که همزمان با موج اعتراضات دی‌ماه همراه شد بلافاصله فضای دانشگاه را به سمت رادیکالیسم سوق داد. نقطه مشترک این ماجرا با حوادث امیرکبیر یکسان بودن روش تجمع و سپس تبدیل آن به درگیری است.
سال گذشته نیز ابتدا کانال‌های فعال در حوزه امور صنفی دانشگاهیان فراخوانی دادند مبنی بر تجمع صنفی دانشجویان مقابل سلف مرکزی دانشگاه تهران. به گفته مجید سرسنگی، معاون فرهنگی دانشگاه تهران که شاهد این اغتشاش بود، این تجمع با ورود افراد غیردانشجو از خیابان انقلاب به محوطه، شعارها رنگ‌وبویی ساختارشکنانه به خود گرفت و نهایتا به اغتشاش روز 10دی منجر شد.
همین مدل در حوادث 13آذر دانشگاه امیرکبیر تکرار شد. 30مهر بود که به دعوت یک کانال تلگرامی دانشجویان در اعتراض به کیفیت بد غذای سلف در محوطه دانشگاه مقابل خیابان رشت، با ردیف کردن سینی غذای خود، تجمع کردند. این کانال تلگرامی که سعی میکرد هویت خود را غیرسیاسی و صرفا مطاله‌گری حقوق دانشجویان معرفی کند آرام آرام با فاصله‌گذاری از شورای صنفی دانشگاه امیرکبیر و رادیکال شدن فضای مطالباتی خود به سمت جریان چپ نو این دانشگاه با گرایشات مارکسیستی نزدیک شد.
این کانال تلگرامی همزمان با تجمعات اعتراضی کارگران در اهواز وارد فاز سیاسی شد و در اخرین مرحله نیز در فراخوانی خواستار تجمع اساتید و دانشجویان علیه ظلم به کارگران در دانشگاه امیرکبیر شد. تجمعی که بلافاصله توسط اعضای « انجمن ترقی خواه » و با شعارهای ساختارشکنانه به اغتشاش تبدیل شد.

جریان چپ؛ بازسازی دوباره با شعار «نان، کار، آزادی»
اولین جرقه‌های جریان چپ نو در دانشگاه‌ها را باید سه نشریه «گَوَن» و «خاک»، «دانشگاه و مردم» دانست. گون نشریه‌ای بود که در دو دانشگاه تهران و امیرکبیر منتشر می‌شد. گون دانشگاه تهران نشریه‌ای ادبی و گون دانشگاه امیرکبیر ساختاری سیاسی داشت که پس از سه شماره نیز توقیف شد.
اما نشریه خاک فضای فکری دیگری داشت. این نشریه که با تمایلات مارکسیستی و با لگوی طرفداران تز سه جهانی مائو منتشر میشد مشی رادیکال و بسیار تندی داشت. سردبیران این نشریه بهروز کریمی‌زاده دانشجوی اقتصاد دانشگاه تهران و کاوه عباسیان دانشجوی سینما در دانشگاه هنر و در دوره‌ای نیز بهزاد باقری دانشجوی حقوق دانشگاه تهران بودند. کریمی زاده و عباسیان از هواداران حزب کمونیست کارگری به رهبری منصور حکمت بودند و ایده‌های وی را تبلیغ می‌کردند. (حکمت خود را پیرو لنین می‌دانست و بعدها، جنبش خود را که به عقیدهٔ وی چیزی جز ادامهٔ همان جنبشی که مارکس و انگلس و لنین به آن تعلق داشتند، نبود، کمونیسم کارگری نامید. این نام نماد تفاوت‌های این جنبش با بقیهٔ جریان‌ها و جنبش‌هایی است که به زعم او «غیرکارگری» و «بورژوایی» بودند.)
در مقابل اما «دانشگاه و مردم» به مدیر مسئولی ارس احمدی بود که گرایشات توده ای داشت. این نشریه به همراه چند نشریه دیگر من جمله «گون» ، «آفتابکاران» ، «انجمن تاریخ شفاهی» ، «پویان» و «کار و اندیشه» در کانونی به نام «رستا» و تحت رهبری «مزدک دانشور» و پیام روشنفکر گرد آمده بودند.

بعد از بروز اختلافات در «رستا» مبنی بر نحوه تعامل با حاکمیت و خروج نشریاتی مانند خاک و گون از آن، عده ای از وابستگان این مجموعه بعدها در گروه دانشجویی "چپ شورایی" در دانشگاه علامه گرد آمدند. آنها پیرو نظریات چپ نو منجمله مکتب فرانکفورت بودند. این گروه به رادیکالیسم موجود در بطن چپ دانشجویی چنانکه گروه های دیگر چپ بدان اعتقاد داشتند پایبند نبوده و بیشتر بر کار فرهنگی و نشر مقالات و ترجمه متون چپ نو تاکید داشتند.
بعدها و با خروج ارس احمدی از ایران، «دانشگاه و مردم» توسط افرادی چون پریسا نصرآبادی، دانشجوی حقوق دانشگاه تهران و روزبه صف شکن دانشجوی علوم سیاسی تهران اداره شد. علیرغم بروز دوباره اختلافات در این تشکل جدید اما همچنان منش توده ای سرلوحه امور بود و حتی  این گروه در بیانیه‌ای حمایت خود از مصطفی معین و مرحوم هاشمی رفسنجانی در سال 84 را اعلام کردند.
در سوی دیگر و در جبهه مقابل "رستا"، نشریات "آرمان نو" متعلق به آناهیتا حسینی و در دانشگاه تهران و "پیشرو" متعلق به مهدی گرایلو در دانشگاه شریف به تقویت و همراهی جبهه رادیکال به محوریت نشریه خاک برآمدند.
سال 85 بود که کانون رستا خود را "چپ انتقادی" نامید. از نکات جالب توجه این مجموعه جدید می‌توان به همگرایی آنها با لیبرال‌ها، جبهه ملی و جناح رادیکال اصلاحات اشاره کرد. همگرایی که اوج آن برگزاری مشترک نشست "گفتگو با آمریکا" در دانشکده حقوق دانشگاه تهران بود.

در حاشیه این نشست بود که  پریسا نصرآبادی راهبرد جریان چپ نو را ساماندهی جنبش های مدنی ارزیابی نمود.
اولین بروز و ظهور میدانی این جریان اما اما در 16 آذر سال 84 رخ داد. در این مراسم که به ابتکار نشریه خاک و به طور مستقل در مقابل دانشکده فنی برگزار شد، تعداد کمی (بالغ بر 20نفر) از رادیکال چپ حضور داشتند. برگزاری نمایشگاه عکس در مراسم اول ماه می سال 84 در سینما فردوسی تهران، حمایت از اعتصاب کارگران شرکت واحد و حضور فعال در خرداد 85 در تجمعات کوی دانشگاه از دیگر فعالیت‌های این مجموعه بود.
در آغاز سال تحصیلی 85-86 بخشی از اعضای رستا با اتحاد با نیروهای چپ رادیکال (خاک، آرمان نو، پیشاهنگ) به تاسیس جبهه چپ رادیکال مبادرت نمودند. از دل همکاری این مجموعه نوظهور با دفتر تحکیم وحدت بود که آناهیتا حسینی به شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشکده حقوق راه یافت.
از دیگر فعالیت های مشترک این جبهه میتوان به برگزاری با شکوه مراسم هشت مارس در دانشگاه تهران اشاره نمود. اما پس از برگزاری مراسم 8 مارس اختلافات بین دو بخش از این جبهه بروز پیدا کرد. منشا این درگیری اختلاف بین پریسا نصر آبادی و کریمی زاده بر سر قدرت و کسب قدرت درون گروهی بود که منجر به جدایی بخشی از گروه چپ رادیکال در اردیبهشت 86 و تشکیل جبهه دیگری با عنوان چپ کارگری شد.
پس از این جدایی اکثریت اعضای تحریریه آرمان نو شامل هستی بزرگ نیا، کیوان امیری الیاسی، نسیم سلطان بیگی و کریم آسایش به چپ کارگری پیوستند. اعضای دیگر این گروه علی سالم از دانشجویان امیرکبیر، فواد شمس از دانشجویان دانشگاه علامه، محسن غمین از امیرکبیر، محسن ثقفی از دانشگاه آزاد، آرش و احسان صفار از اعضای تحریریه دانشگاه و مردم و پریسا نصر آبادی بودند. این گروه اقدام به چاپ نشریه‌ای غیرقانونی بنام کارگر نمودند.

از سوی دیگر چپ رادیکال با بروز اختلاف بر سر قدرت بین بهروز کریمی زاده و مهدی گرایلو دچار مشکلات عدیده ای شد و چپ رادیکال نیز به دو گروه تقسیم شدند. در پائیز 86 بهروز کریمی زاده به همراه دو نفر دیگر از اعضای چپ رادیکال با سفر به کردستان اقدام به گروگانگیری کرده و درخواست 200 هزار یورو پول نقد می‌کنند. نیمی از این مبلغ را به حزب حکمتیست به رهبری کوروش مدرسی داده و نیم دیگر را به اصطلاح به نفع خود مصادره کردند.
از دیگر وقایعی که این جریان در شکل‌گیری آن نقش مهمی داشت ماجرای توهین به ساحت رسول اکرم(ص) است. اردیبهشت 1386 چهارنشریه ریوار،سحر، سرخط و آتیه بطور همزمان در غذاخوری دانشگاه امیرکبیر توزیع می‌شود. قلم واحد، صفحه بندی مشترک، سیاق واحد مطالب، سوژه ها و روش های اتخاذ شده و زمان انتشار این چهار نشریه هیچ تردیدی باقی نمی گذارد که در واقع یک نشریه اند و توسط یک مرکز منتشر شده اند.
مطالب آن چهار نشریه با واکنش نیروهای فراوان مذهبی این دانشگاه و خارج از آن مواجه گشت ولی این دانشجویان و اساتید با نگاه به موارد گذشته به سرعت اوضاع را به کنترل خود درمی آورند و مانع بروز حادثه مالی و جانی می شوند ولی یک گروه از همین مجموعه که منتشرکننده آن روزنامه ها بوده اند، با چوب و چماق به دفتر رئیس دانشگاه امیرکبیر حمله می کنند و خساراتی را به آن وارد می نمایند.
بعدها افرادی همچون بهروز کریمی زاده و پریسا نصر آبادی بعد از آزادی از زندان به خارج از کشور رفته و به عضویت گروهک تروریستی کموله درآمدند. بخش دیگری از این مجموعه نیز در سال 1388  در ستادهای انتخاباتی میرحسین موسوی به فعالیت پرداختند.
این دوره را باید دوره فترت جریان چپ نو رادیکال در دانشگاه نامید. تشکیلات بهم ریخته، اختلاف نظر گسترده و فعالیت در قالب گروه‌های تروریستی سبب شد تا مدتها این جریان جنبه دانشجویی خود را از دست بدهد.
شروع دوباره بنام چپ، به کام براندازان
شکست جریان چپ نو در دانشگاه‌های تهران و امیرکبیر سبب شد تا بعد از یک دوره ناکامی دوباره از سال 1396 این جریان در قالب فعالیت صنفی و پیگیری حقوق و مطالبات دانشجویی به عرصه بازگردد.

حمایت فعال از روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال گذشته فرصتی شد تا این جریان در قالب جبهه اصلاحات به عرصه بازگردد. اما بعد از ساماندهی دوباره تشکیلات روند جدایی بین این نیروها و تشکل‌های اصلاح‌طلب آغاز شد و «مشت سیاه» به نماد خاص این جریان تبدیل شد. (مشت سیاه نماد جنبش دانشجویی «آتپور» صربستان است که در یک برنامه مشترک با خانه آزادی آمریکا و به رهبری افرادی چون داورین پوپوویچ، موزیسین پاپ، و ژاژ دنو، حکومت میراسلاو میلوسویچ را سرنگون کردند).
این جدایی باعث شد تا در دی‌ماه سال گذشته بناگاه دانشگاه‎های تهران و امیرکبیر توسط این مجموعه دچار اغتشاش شود و علیرغم همراهی قبلی عبور از اصلاحات نیز از ذل این وقایع کلید بخورد.
نکته عجیب اما همراهی جریان انحرافی با این جریان رادیکال است. مروری بر کانال‌های تلگرامی افراد شاخص جریان انحرافی نشان‌دهنده سطح همدلی و البته اشتراک عقیده میان این دو جریان است. تبلیغ آثار ادبی مارکسیستی، حمایت از دستگیرشدگان اغتشاشات سال گذشته و تلاش برای انطباق ماهیت اعتراضی! این جریان با جریان خود از جمله این نشانه‌ها است.
اغشاشات چندماه اخیر در دانشگاه امیرکبیر با توجه به شعارها، نمادها و افراد شاخص آن بیانگر فعال شدن دوباره جناح رادیکال جریان چپ نو در دانشگاه است. جریانی که با شعار «نان، کار، آزادی» و با رهبرد «اداره شورایی» به دنبال آغاز اعتراضات سراسری است. دراین میان نیز برخی از اعضای جناح رادیکال جبهه اصلاحات همانند «انجمن ترقی‌خواه» با آنها همراه شده‌اند.
ناگفته نماند که سعید حجاریان، از محکومان امنیتی فتنه 88 و از افراد شاخص حزب منحله مشارکت، اخیراً در گفت‌وگویی گفته که «هر یک از اقشار مستعد اعتراض و حضور در خیابان هستند. زیرا امروزه الگوی غارت تغییر پیدا کرده و دیگر منحصر به یک مؤسسه مالی متخلف و گران فروشی لوازم کامیون‌ها نیست و عمومیت یافته است. شاید از این‌ها هم فراتر برویم و بحران دارو کشور را فرا بگیرد. به نحوی که سلامتی و حیات افراد به‌شدت تحت خطر قرار بگیرد... در شرایط «عام البلوی» امکان دارد مردم و نیروهای نظامی مقابل یکدیگر قرار بگیرند زیرا سیاست خیابانی می‌شود. این نشانه‌ها به ما می‌گویند، دورنمای روشنی نخواهیم داشت...»
وی در ادامه و در پاسخ به این سؤال که «استراتژی‌های شما برای پیشبرد پروژه اصلاح چیست» می‌گوید: «تاکتیک اصلی اصلاحات، سازماندهی نیروها از پایین است. این روش در گسترش احزاب، سازمان آهنین، بسیج توده‌ای و انواع سازمان‌های مردم‌نهاد متجلی می‌شود و حتی بعضی مواقع می‌توان به نافرمانی مدنی فکر کرد. اساساً معتقدم فشار از پایین با انتخابات پدید نمی‌آید. پس باید گفت، پروژه اصلاحات به انتخابات گره نخورده است. زیرا انتخابات به‌معنای کنونی آن، مصداق گدایی قدرت است.»
به نظر می‌رسد جریان چپ نو به علت ماهیت رادیکالیستی خود و آموزه‌های تشکیلاتی و عدم وابستگی به جناح‌های سیاسی بتواند به عنوان یک بازیگر جدید در پروژه‌های آشوب‌زا فعالیت کند. دو آزمون مهم این جریان نشان‌دهنده ظرفیت بالای حرکت به سمت اقدامات خشن تر توسط آنها بود و شاید در این میان نیز برخی جریانات تمایل داشته باشند تا از نیروهایی تازه نفس برای پیشبرد اهداف خود استفاده کنند و شاید به همین دلیل است که تاکنون مسئولان وزارت علوم و دانشگاه امیرکبیر هیچ برخوردی با یک جریان خشن و ضدانقلاب نداشته است.

نظرات

ارسال نظر