خبرگزاری روسی: مسئولان ایرانی نسبت به فرهنگ گناهکارند

به گزارش جام نیوز، اسپوتنیک در یادداشتی به بررسی هویت فرهنگی جامعه ایران پرداخته است و تهدیدها و خطرات موجود در این حوزه را مورد بررسی قرار داده است. در این یادداشت می‌خوانیم: ماجرای سردرگمی فرهنگی وقتی پیش می آید که مردم نمی توانند تصمیم بگیرند به کدام فرهنگ وابسته باشند. پس از انقلاب در ایران، این کشور با چند تفکر فرهنگی که شاید بتوان آنها را متضاد دانست مواجه شد که جامعه را بر سر چند راهی قرار داد.


مردمی که انقلاب کرده بودند علاقه داشتند به اصول و مبانی اسلامی خود برگردند و برخی هم که تحت تاثیر فرهنگ غربی قرار گرفته بودند تلاش داشتند فرهنگ غربی را الگوی خود قرار دهد، حتی برخی هم که نمونه های چینی و هندی را مشاهده کرده بودند تلاش داشتند ایران به الگوی تمدنی پارسی دیرینه خود برگردد و حتی پوشش مردم همانند برخی کشورهایی که هنوز پوشش سنتی خود را استفاده می کنند همانا پوشش پارسی باشد.


برخی هم حتی به دیدگاه های مارکسیستی ویا کمونیستی علاقه مند بودند.


شاید تأسف انگیز باشد اما در بسیاری موارد دانشجویان ایرانی که به کشورهای دیگر برای تحصیل سفر می کنند به جای اینکه فرهنگ ایرانی را با خود به آن طرف آب حمل کنند فرهنگ دیگری را می پذیرند و تلاش می کنند آن را به مملکت برگردانند.


شاید دلیلش این باشد که سیستم آموزشی ایران نتوانسته آنها را مجاب کند که ما فرهنگ و تمدنی غنی داریم.

 

این تضاد فرهنگی با نفوذ رسانه های بیگانه مخصوصا غربی در ایران بسیار شدیدتر شد تا جایی که امروزه جامعه ایران را به سمت سردرگمی هویتی پیش برده است.


در حالی که برخی امروزه از پایبندی به اصول و فرهنگ اسلامی سخن می گویند برخی دیگر کاملا در جبهه مخالف قرار دارند و پایبند فرهنگ و اصول غربی هستند.

 

ماجرا وقتی مشکل ساز می شود که اتباع هر دو فرهنگ و تمدن از خط و مشی اصلی همان فرهنگی که به آن باور دارند تبعیت نمی کنند.


یعنی اگر بخواهم به زبان ساده تر بگویم مشکل وقتی پیش می آید که فرهنگ و تمدن های مختلف را با هم قاطی می کنند.


اگر بخواهیم مثال بزنیم شاید بهترین مثال را بتوان تیپ هالیوودی نامید، بسیاری از جوانان ایرانی فکر می کنند فرهنگ غرب همان چیزی است که در فیلم های هالیوودی می بینند و تلاش می کنند ظاهر و رفتار خود را آنگونه که از هنرپیشه ها در این فیلم ها می بینند در بیاورند در حالی که اگر به همین کشورهای غربی سفر کنند می توانند مشاهده کنند که جامعه با این فیلم ها بسیار فرق می کند.


عموما در کشورهای غربی ساده زیستی رواج دارد در حالی که در جامعه ایران تجمل گرایی رواج پیدا کرده است.


شاید بتوان گفت بزرگترین خطری که امروزه کشور ایران را تهدید می کند حمله دشمن نیست بلکه همین گسست فرهنگ است که کشور ایران با آن مواجه است و دشمن نیاز ندارد فشنگی بر علیه آنها هزینه کند بلکه کافی است به همین سردرگمی فرهنگی دامن بزند.


باید اندیشید که در مقابل هجمه فرهنگی ای که صدها رسانه دشمن ایران در برنامه های خود را روی آن کوک کرده اند چه کار باید کرد.


ضعف رسانه های داخلی ایران در جذب مخاطب پاشنه آشیل آن است.


شاید دیگر خیلی دیر باشد، اما آیا وقت آن نرسیده است که در ایران به فکر آن بود و رسانه ها و امور فرهنگی را به کاردان ها سپرد؟


اگر بودجه و امکاناتی که صرف همین رسانه های داخل ایران می شود، با بودجه ای که رسانه های رقیب آنها هزینه می کنند مقایسه شود شاید خنده مان بگیرد که چطور این رقبای رسانه ای ایران می توانند قد علم کنند.


اصل کار اینجاست که رقبا از کیفیت در مقابل کمیت استفاده می کنند، خیلی ساده است.


رقبا سلیقه و علایق مخاطب را بررسی کرده اند و بر همان اساس برنامه تولید می کنند اما رسانه های داخلی ایران برنامه هایی تولید می کنند که در برخی شرایط خودشان نیز علاقه ای به آن ندارند چه رسد به مخاطب.


حدود چهل سال از انقلاب ایران گذشته و چند نسل جدید مخصوصا جوانان بزرگ شده این انقلاب هستند و اگر اینجا مقصری برای این ماجرا پیدا شود شاید بتوان گفت مسئولین فرهنگی گناهکار هستند، مسئولینی که طی این چهل سال نتوانستند یک هویت فرهنگی ثابت را برای جامعه ایران تعریف کنند که جوانانشان دنباله رو آن باشند و با این بحران فرهنگی مواجه نباشند.


موسساتی که در تربیت این نسل ها دست اندرکار بودند، چه مدارس چه دانشگاه ها و چه جامعه همه اینجا گناهکار هستند و دست اندرکاران آنها باید مورد مواخذه قرار گیرند نه اینکه حق خود بدانند که بر سر سفره انقلاب ایران بنشینند و سهم خود را بردارند.

 

نظرات

ارسال نظر